به هر طرف دويدنا
سر هر كوهي رسيدنا
شب هاي دم كرده و داغ
دستا به سوي آسمون
با قصه هاي ننه جون
زندگياي مردمو
پريدنا ... پريدنا
پريدنا ... پريدنا
لا به لاي ستاره ها
بالهاي نوراني شونو
نشوني هاي خدا رو
پريدنا ... پريدنا
با دل پرشكوه ازش
با هاي و هوي خروسا
عصراي كوچه هاي تنگ
با هفتيراي چوبي مون
نوناي خشكيده رو از
قصه هاي حسن كچل
از دهناي گرم و پير
زمستوناي درد و تب
جريمه هاي مشق شب
رو سرو سبز مدرسه
با آفتابه از توي حوض
دنبال ماهياي سرخ
درداي پنهون دلو
پيش بابا و ننه جون
وقتي تنهايي يواش
اشكاي چشم از گونه ها
آروم اروم غلتيدنا