تنهايي - بی بی جان، آهوی زخمی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

بی بی جان، آهوی زخمی - نسخه متنی

رسول نجفیان

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید













تنهايي

دوستانم رفتند

تك و تنها ماندم

من با مردم شهر

من با مشد اسمال

قهوه چي گذر مدرسه مان

درد خود را زين پس

با چه كس گويم باز
؟

نان و انگورم را

با كه تقسيم كنم
؟

دور از شانه دوست

در كجا افشانم

اشك چشمان پر
آوزم را ؟

آي ... اي مرد تك
كوچه ي من

آي ... اي آنكه ز شب
باخبري

ز چه اين گونه تب
آلوده و فرد

خسته از كاوش
راهي به سحر

در گريبانت سر

مي روي و مي
گريي؟

صبح را مي بايد

با همين مردم
وشبخت نمودن آغاز

با همين
مشد اسمال

قهوه چي گذر
مدرسه مان

با علي
ميكانيك

با حسن گلگير ساز

با كارگرهاي زبده آرداش
خان

يا همين كل ممد

كه همه باغش را

در چند جعبه تو در تو

راهي ميدان كرد ست

به كجا سرگردان

سوي من پر بگشا

من خوب آگاهم

كه سرانجام محبت
مرگ است

مرگ در تنهايي

مرگ در
آغوش

لاله هاي گلگون

مرگ بر روي
صليب

يك صليب بي دست

سوي من پر
بگشا

درد اين تنهايي
كشت مرا

سوي من پر
بگشا






/ 25