مثنویات

محمد تقی ملک الشعرا بهار

نسخه متنی -صفحه : 12/ 9
نمايش فراداده

دست خداى احد لم يزل

  • دست خداى احد لم يزل بافته ابريشمش از زلف حور نغمه ى او رهبر آوارگان گفت گر اين چنگ نوازند راست نغمه ى اين چنگ نواى خداست گر بنوازد كسى اين چنگ را هركه دهد گوش و مهيا شود گرچه بود جنگ بر آهنگ چنگ چون كه خدا چنگ چنين ساز كرد گفت كه ما صنعت خود ساختيم راه نموديم به پيغمبران كيست كه اين ساز بسازد كنون؟ چنگ ز من، پرده ز من، ره ز من هر كه نوازد بنوازم ورا چنگ محبت چه بود؟ جود من گوش بر الهام خدايى كنيد رشته ى الهام نخواهد گسست هركه روانش ز جهالت برى است راهنمايان فروزان ضمير رنجه شد از چنگ زدن چنگشان رنجه شد از چنگ زدن چنگشان
  • ساخت يكى چنگ به روز ازل بسته بر او پرده ى موزون ز نور مويه ى او چاره ى بيچارگان مهر فزونى كند و ظلم كاست هركه دهد گوش، براى خداست گم نكند پرده و آهنگ را بند غرور از دل او وا شود چنگ خدا محو كند نام جنگ چنگ زنى بهر وى آواز كرد سوى گروه بشر انداختيم تا بنمايد ره ديگران بهر بشر چنگ نوازد كنون؟ كيست نوازنده در اين انجمن؟ در دو جهان سر بفرازم ورا نيست جز اين مسله مقصود من وز ره ابليس جدايى كنيد تا به ابد متصل است از الست نغمه ى او نغمه ى پيغمبرى است راه نمودند به برنا و پير كس نشد از مهر هماهنگشان كس نشد از مهر هماهنگشان