در خيابان باغ، فصل بهار
نغمه خوانان به بوى چينه چمان حمقا آن به ريش مي گيرند ليك غافل كه جز چرندى نيست
ليك غافل كه جز چرندى نيست
نغمه هاشان مديح محتشمان وز كرامات خويش مي گيرند غير افسوس و ريشخندى نيست
غير افسوس و ريشخندى نيست
مثنويات
1. شبى چشم كيوان ز فكرت نخفت
2. ايرجا! رفتى و اشعار تو ماند
3. برو كار مي كن، مگو چيست كار
4. در خيابان باغ، فصل بهار
5. دست خداى احد لم يزل
6. يكى زيبا خروسى بود جنگى