شبى چشم كيوان ز فكرت نخفت - مثنویات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

مثنویات - نسخه متنی

محمد تقی ملک الشعرا بهار

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

شبى چشم كيوان ز فكرت نخفت





  • گل عاشقى بود و عشقيش نام نمو كرد و بشكفت و خنديد و رفت
    نمو كرد و بشكفت و خنديد و رفت



  • به عشق وطن خاك شد والسلام چو گل، صبحى از زندگى ديد و رفت
    چو گل، صبحى از زندگى ديد و رفت


/ 12