شهيد در اين رساله كوتاه به شرح حديث مشهور نبوي «الدنيا مزرعة الآخرة» پرداخته و با بياني رسا و برداشتهايي زيبا، با تشبيه جان انسان به زمين مزروعي، راه خودسازي، تربيت نفس، تحصيل كمالات معنوي و چهگونگي اميدواري به رحمت پروردگار و راه تقرّب را توضيح ميدهد و در پايان، بخشي از ادعيه و آداب نماز را به عنوان نمونهاي از بذر عبادات، متذكر ميگردد.
متن اين رساله، پيش از اين در مجله تراثنا، شماره 17 ، ص 218 ـ 229 و ضميمه سفينةالنجاة اثر شيخ الاسلام مولي محمّد طاهر قمي ص 149 ـ 158 منتشر شده و در آينده در مجموعه «رسائل الشهيد الثاني» ج 2، ـ با مقابله با چند نسخه خطي و تصحيح ـ در مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، چاپ و منتشر خواهد شد.
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدللّه حقَّ حمده، والصلاة علي محمد نبيه و عبده و علي آله و صحبه و جنده والتابعين لهم بإحسان من بعده و سلّم تسليما.
شيعه و سنّي در جوامع روايي از پيامبر گرامي اسلام صلياللهعليهوآله ضمن رساترين پندهاي بيدارگر روايت كردهاند: «الدنيا مزرعة الآخرة»4 از اين رو، به ديده عبرت نگريستم و از روي بصيرتجويي انديشيدم و بدين نتيجه رسيدم كه «مزرعه» نيازمند است به بذري اصلاح شده، صاف از شائبه آميختگي با زوايد، پاك از آميزه با هر چه موجب نابودي و ويراني است؛ بذري كه متناسب و به جا و به هنگام باشد. پيشاپيش بايد، هم شرايط فراهم و هم موانع دفع شود و همچنان تا دورانِ درو، اين شرايط رعايت شود كه اگر به يكي از آنها خللي وارد شد، زراعت، فاسد ميگردد.
بديهي است تنها كِشتِ اين دنيا براي آخرت، كردار شايسته و دادوستدِ سودمند است و فصل آن، تمام عمرماست و حاصل حبوبات و غلات آن، بهشت جاويداني است كه ميوههايش از هر عيب و آفتي، پاك، و آن جا از مشكل و ناگواري، همّ و غم و سرما و گرما مبرّاست، بهشت، سراسر شادماني است بيغم، جاوداني است بيفنا و لذّت بيدرد، غناي بيفقر، كمالِ بيكمبود، عزّت بيذلّت و در يك سخن: هر خواستني كه انسان بهشتي اراده كند و هر خوبي كه به ذهنش رسد، آن جا مهيّاست و هر چه از آن بيزار و گريزان باشد، آن جا نيست.
و از آن جا كه بذر اين زراعت، معارف و طاعات و كشتزارش دلِ انسان است و برنامههاي عبادي آدمي، شخم و آمادهسازي زمين براي كشت و آبياري است، آن دلي كه غرق در محبت و ميل دنياست، شورهزاري است كه به علّت آميختگي با نمك، قابل كشت و شايسته رستن نيست. قيامت، فصل درو است. نه خرمني، بيكشت به دست آيد و نه كِشتي، بيبذر، و چنان كه بذر، در شورهزار نرويد، ايمان و عمل، با دل آلوده، اخلاق نكوهيده و خُبث سريره، سودي نبخشد.
[ سه گونه اميد به احسان خدا]
براي خردمند ـ كه اميد به پاداش الهي در آخرت دارد ـ شايسته است كه اميدواريش به اجر و ثواب خدا در آخرت را، با اميد كشاورز مقايسه كند؛ زيرا به همين معناست كه پيامبر صلياللهعليهوآله دنيا را مزرعه آخرت معرفي كرد. واقعا هر كه زمين حاصلخيزي مهيا كند و بذر نگنديده و كرم نخورده و مناسب در آن بپاشد و با آب شيرين سيراب و نيازمنديهايش را به موقع برطرف كند، آنگاه علف هرزهها و خار و خاشاكها را از زمين برچيند، و آن گاه اميدوار لطف الهي باشد كه آن را تا هنگام درو از آفات و بليات حفظ كند، اميدواريش كاملاً به جا و مناسب است. و ميتوان آن را «رجا و اميد» ناميد، و در اين صورت از آن زراعت، گمان دستيابي به مقصد ميرود و از آن بذر، اميد محصول.
اما اگر كسي بذر را با تأخير بكارد، يا در فراهم آوردن برخي اسباب و مقدمات كوتاهي كند و با اين حال منتظر ثمره و محصول سالم باشد، او را نيز ميتوان از اميدواران شمرد، ولي بيگمان محصولاتش به اندازه محصولات شخص پيشين نخواهد بود.
و اينك شخص سومي را فرض كنيد كه بذري شايسته تهيه نكرده يا آن را در شورهزار ميكارد يا زمينش چون چمنزار پر از گياه باشد، با اين حال در انتظار درو و برداشت محصول به سر برد. انتظار چنين كسي احمقانه است و اميدش كاذبانه، چنين است حال عبد در مسايل معنوي؛ يعني اگر در آغاز عمر، بذرِ معارف و اعمال صالح را به هنگام، در زمينِ جانش بپاشد و هماره به وسيله طاعات، آبياريش كند و در پاكسازي دل و تهذيب نفس ـ از خار و خاشاك صفات رذيله و اخلاق رديّه كه مانع رشد بذرهاي فضيلت ميشوند ـ كوشا باشد و با اين همه، جهت حفظ و رشد فضايل و ثبات قدم تا وقت برداشت بهرهها از خرمن دل، چشم به فضل الهي بدوزد، چنين انتظاري ستوده و همطراز درجه سابقين5 و در شمار پيشگامان است.