تفسیر نمونه

ناصر مکارم شیرازی

جلد 9 -صفحه : 440/ 127
نمايش فراداده

بشريت از انواع اسارتها، و دعوت به سوى توحيد با تمام ابعادش قيام كردند، شعار همه آنها ايمان و اخلاص و تلاش و كوشش و استقامت در راه خدا بود، واكنش اقوام مختلف در برابر همه آنان نيز تند و خشن و توام با انواع قهرها و فشارها بود.

در نخستين آيه از اين ماجرا مى‏فرمايد:" ما به سوى قوم عاد برادرشان هود را فرستاديم" (وَ إِلى‏ عادٍ أَخاهُمْ هُوداً).

در اينجا از" هود" تعبير به برادر مى‏كند، اين تعبير يا به خاطر آن است كه عرب از تمام افراد قبيله تعبير به برادر مى‏كند چرا كه در ريشه نسب با هم مشتركند، مثلا به يك نفر از طايفه بنى اسد" اخو اسدى" مى‏گويد و از طايفه مذحج،" اخو مذحج".

و يا اشاره به اين است كه رفتار هود مانند ساير انبياء با قوم خود كاملا برادرانه بود، نه در شكل يك امير و فرمانده، و يا حتى يك پدر نسبت به فرزندان، بلكه همچون يك برادر در برابر برادران ديگر بدون هر گونه امتياز و برترى‏جويى.

نخستين دعوت هود، همان دعوت تمام انبيا بود، دعوت به سوى توحيد و نفى هر گونه شرك:" هود به آنها گفت اى قوم من! خدا را پرستش كنيد" (قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ).

" چرا كه هيچ اله و معبود شايسته جز او وجود ندارد" (ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ).

" شما در اعتقادى كه به بتها داريد در اشتباهيد و به خدا افترا مى‏بنديد" (إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا مُفْتَرُونَ).

اين بتها نه شريك او هستند و نه منشا خير و شر و هيچ كارى از آنها ساخته نيست، چه افترا و تهمتى از اين بالاتر كه براى چنين موجودات بى‏ارزشى اين همه مقام قائل شويد.