تفسیر نمونه

ناصر مکارم شیرازی

جلد 9 -صفحه : 440/ 132
نمايش فراداده

نزد تو مى‏آيد و مشكلى دارد و تقاضاى نعمتى به او همين دستور را مى‏دهى و به همه مى‏گويى استغفار كنيد و از خدا طلب آمرزش نمائيد.

وى در جواب من گفت: آنچه را گفتم از پيش خود نگفتم، من اين مطلب را از كلام خدا كه از پيامبرش نوح حكايت مى‏كند، استفاده كردم و سپس آيات سوره نوح را كه در بالا ذكر شد تلاوت كرد «1».

آنها كه عادت دارند از اين مسائل آسان بگذرند فورا يك نوع ارتباط و پيوند معنوى ناشناخته در ميان اين امور قائل مى‏شوند و از هر گونه تحليل بيشتر خود را راحت مى‏كنند.

ولى اگر بيشتر دقت كنيم در ميان اين امور پيوندهاى نزديكى مى‏يابيم كه توجه به آنها مسائل مادى و معنوى را در متن جامعه همچون تار و پود پارچه به هم مى‏آميزد و يا همانند ريشه و ساقه درخت با گل و ميوه آن ربط مى‏دهد.

كدام جامعه است كه آلوده به گناه، خيانت، نفاق، دزدى، ظلم، تنبلى و مانند آنها بشود و اين جامعه آباد و پر بركت باشد.

كدام جامعه است كه روح تعاون و همكارى را از دست دهد و جنگ و نزاع و خونريزى را جانشين آن سازد و زمينهاى خرم و سرسبز و وضع اقتصادى مرفهى داشته باشد.

كدام جامعه است كه مردمش آلوده انواع هوسها باشند، و در عين حال نيرومند و پا بر جا در مقابل دشمنان ايستادگى كنند.

با صراحت بايد گفت: هيچ مساله اخلاقى نيست مگر اينكه اثر مفيد و سازنده‏اى در زندگى مادى مردم دارد، و هيچ اعتقاد و ايمان صحيحى پيدا نمى‏شود مگر اينكه در ساختن يك جامعه‏اى آباد و آزاد و مستقل و نيرومند سهم به سزايى دارد.

(1) مجمع البيان جلد 10 صفحه 361.