57- و اگر روى برگردانيد من رسالتى را كه مامور بودم به شما رساندم، و خداوند گروه ديگرى را جانشين شما مىكند و شما كمترين ضررى به او نمىرسانيد پروردگار من حافظ و نگاهبان هر چيز است.
حال ببينيم اين قوم سركش و مغرور يعنى قوم عاد در برابر برادرشان هود (ع) و نصائح و اندرزها و راهنماييهاى او چه واكنشى نشان دادند.
" آنها گفتند: اى هود تو دليل روشنى براى ما نياوردهاى" (قالُوا يا هُودُ ما جِئْتَنا بينة).
" و ما هرگز به خاطر سخنان تو دست از دامن بتها و خدايانمان بر نمىداريم" (وَ ما نَحْنُ بِتارِكِي آلِهَتِنا عَنْ قَوْلِكَ).
" و ما هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد"! (وَ ما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ).
و پس از اين سه جمله غير منطقى، اضافه كردند:" ما فكر مىكنيم تو ديوانه شدهاى و علتش اين بوده كه مبغوض خدايان ما گشتهاى و آنها به عقل تو آسيب رساندهاند" (إِنْ نَقُولُ إِلَّا اعْتَراكَ بَعْضُ آلِهَتِنا بِسُوءٍ.)
بدون شك هود- همانگونه كه برنامه و وظيفه تمام پيامبران است- معجزه يا معجزاتى براى اثبات حقانيت خويش به آنها عرضه داشته بود، ولى آنها به خاطر كبر و غرورى كه داشتند مانند ساير اقوام لجوج، معجزات را انكار كردند و آنها را سحر شمردند، يا يك سلسله تصادفها و حوادث اتفاقى كه نمىتواند دليلى بر چيزى بوده باشد.
از اين گذشته نفى بت پرستى دليلى لازم ندارد هر كس مختصر عقل و