تفسیر نمونه

ناصر مکارم شیرازی

جلد 9 -صفحه : 440/ 137
نمايش فراداده

به هر حال هود مى‏بايد پاسخى دندان‏شكن به اين قوم گمراه و لجوج بدهد، پاسخى كه هم آميخته با منطق باشد، و هم از موضع قدرت ادا شود. قرآن ميگويد:

او در پاسخ آنها اين چند جمله را بيان كرد:

" من خدا را به شهادت مى‏طلبم و همه شما نيز شاهد باشيد كه من از اين بتها و خدايانتان بيزارم" (قالَ إِنِّي أُشْهِدُ اللَّهَ وَ اشْهَدُوا أَنِّي بَرِي‏ءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ- مِنْ دُونِهِ).

اشاره به اينكه اگر اين بتها قدرتى دارند از آنها بخواهيد مرا از ميان بردارند، من كه آشكارا به جنگ آنها بر خاسته‏ام و علنا بيزارى و تنفر از آنها را اعلام مى‏دارم، چرا آنها، معطلند؟ انتظار چه چيز را مى‏كشند؟ و چرا مرا نابود نمى‏كنند؟! سپس اضافه مى‏كند: نه فقط كارى از آنها ساخته نيست، شما هم با اين انبوه جمعيتتان قادر بر چيزى نيستيد،" اگر راست مى‏گوئيد همگى دست به دست هم بدهيد و هر نقشه‏اى را مى‏توانيد بر ضد من بكشيد و لحظه‏اى مرا مهلت ندهيد" (فَكِيدُونِي جَمِيعاً ثُمَّ لا تُنْظِرُونِ).

چرا من انبوه جمعيت شما را به هيچ مى‏شمرم؟ و چرا كمترين اعتنايى به قوت و قدرت شما ندارم؟ شمايى كه تشنه خون من هستيد و همه گونه قدرت داريد.

براى اينكه من پشتيبانى دارم كه قدرتش فوق قدرتها است" من توكل بر خدايى كردم كه پروردگار من و شما است" (إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَ رَبِّكُمْ).

اين خود دليل بر اين است كه من دروغ نمى‏گويم، اين نشانه آن است كه من دل به جاى دگرى بسته‏ام، اگر درست بينديشيد اين خود يك نوع معجزه است كه انسانى تك و تنها با عقايد خرافى جمعيتى نيرومند و متعصب به پيكار برخيزد،