به هر حال هود مىبايد پاسخى دندانشكن به اين قوم گمراه و لجوج بدهد، پاسخى كه هم آميخته با منطق باشد، و هم از موضع قدرت ادا شود. قرآن ميگويد:
او در پاسخ آنها اين چند جمله را بيان كرد:
" من خدا را به شهادت مىطلبم و همه شما نيز شاهد باشيد كه من از اين بتها و خدايانتان بيزارم" (قالَ إِنِّي أُشْهِدُ اللَّهَ وَ اشْهَدُوا أَنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ- مِنْ دُونِهِ).
اشاره به اينكه اگر اين بتها قدرتى دارند از آنها بخواهيد مرا از ميان بردارند، من كه آشكارا به جنگ آنها بر خاستهام و علنا بيزارى و تنفر از آنها را اعلام مىدارم، چرا آنها، معطلند؟ انتظار چه چيز را مىكشند؟ و چرا مرا نابود نمىكنند؟! سپس اضافه مىكند: نه فقط كارى از آنها ساخته نيست، شما هم با اين انبوه جمعيتتان قادر بر چيزى نيستيد،" اگر راست مىگوئيد همگى دست به دست هم بدهيد و هر نقشهاى را مىتوانيد بر ضد من بكشيد و لحظهاى مرا مهلت ندهيد" (فَكِيدُونِي جَمِيعاً ثُمَّ لا تُنْظِرُونِ).
چرا من انبوه جمعيت شما را به هيچ مىشمرم؟ و چرا كمترين اعتنايى به قوت و قدرت شما ندارم؟ شمايى كه تشنه خون من هستيد و همه گونه قدرت داريد.
براى اينكه من پشتيبانى دارم كه قدرتش فوق قدرتها است" من توكل بر خدايى كردم كه پروردگار من و شما است" (إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَ رَبِّكُمْ).
اين خود دليل بر اين است كه من دروغ نمىگويم، اين نشانه آن است كه من دل به جاى دگرى بستهام، اگر درست بينديشيد اين خود يك نوع معجزه است كه انسانى تك و تنها با عقايد خرافى جمعيتى نيرومند و متعصب به پيكار برخيزد،