تفسیر نمونه

ناصر مکارم شیرازی

جلد 9 -صفحه : 440/ 182
نمايش فراداده

در اينجا بود كه اين پيامبر بزرگوار چنان خود را در محاصره حادثه ديد و ناراحت شد كه فرياد زد:" اى كاش قوه و قدرتى در خود داشتم" تا از ميهمانهايم دفاع كنم و شما خيره سران را در هم بكوبم (قالَ لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً).

" يا تكيه گاه محكمى از قوم و عشيره و پيروان و هم پيمانهاى قوى و نيرومند در اختيار من بود تا با كمك آنها بر شما منحرفان چيره شوم" (أَوْ آوِي إِلى‏ رُكْنٍ شَدِيدٍ).

در اينجا به چند نكته بايد توجه كرد

[منظور از دختران لوط چه كسانى هستند؟]

1- اين جمله‏اى كه لوط به هنگام حمله قوم به خانه او به قصد تجاوز به مهمانانش گفت كه اين دختران من براى شما پاك و حلال است از آنها استفاده كنيد و گرد گناه نگرديد، در ميان مفسران سؤالاتى را بر انگيخته است.

نخست اينكه آيا منظور دختران نسبى و حقيقى لوط بوده‏اند؟ در حالى كه آنها طبق نقل تاريخ دو يا سه نفر بيشتر نبودند، چگونه آنها را به اين جمعيت پيشنهاد مى‏كند؟ يا اينكه منظور همه دختران قوم و شهر بوده است كه مطابق معمول بزرگ قبيله از آنها به عنوان دختران خود ياد مى‏كند.

احتمال دوم ضعيف به نظر مى‏رسد چرا كه خلاف ظاهر است و صحيح همان احتمال اول است و اين پيشنهاد لوط به خاطر آن بود كه مهاجمين عده‏اى از اهل قريه بودند نه همه آنها، به علاوه او مى‏خواهد نهايت فداكارى خود را در اينجا نشان دهد كه من حتى حاضرم براى مبارزه با گناه و همچنين حفظ حيثيت ميهمانانم دختران خودم را به همسرى شما در آورم، شايد آنها با اين فداكارى بى‏نظير، و جدان خفته‏شان بيدار شود و به راه حق باز گردند.

ديگر اينكه مگر ازدواج دختر با ايمانى مانند دختران لوط با كفار