تفسیر نمونه

ناصر مکارم شیرازی

جلد 9 -صفحه : 440/ 221
نمايش فراداده

6- مالكيت بى‏قيد و شرط سرچشمه فساد است‏

- قوم شعيب نيز گرفتار اين اشتباه بودند كه هيچكس نمى‏تواند كمترين محدوديتى براى تصرف در اموال نسبت به مالكين قائل شود حتى از شعيب تعجب مى‏كردند و مى‏گفتند: مثل تو با اين عقل و درايت ممكن است جلو آزادى عمل ما را در اموال ما بگيرد اين سخن را خواه به عنوان استهزاء خواه به عنوان حقيقت گفته باشند نشان مى‏دهد كه آنها محدوديت در تصرفات مالى را دليل بر عدم عقل و درايت مى‏دانستند! در حالى كه اشتباه بزرگ آنها همين بود اگر مردم در تصرف در اموالشان آزاد باشند، سراسر جامعه را فساد و بدبختى فرا خواهد گرفت، هميشه امور مالى بايد تحت ضوابط صحيح و حساب شده‏اى كه پيامبران الهى بر مردم عرضه كرده‏اند و گرنه جامعه به تباهى خواهد كشيد.

7- هدف پيامبران تنها اصلاح بود

- شعار إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ، تنها شعار شعيب نبوده، بلكه از شعارهاى همه انبياء و تمام رهبران راستين بوده است گفتار و كردار آنها نيز شاهدى بر اين هدف محسوب مى‏شود، آنها نه براى سر گرمى مردم آمده بودند و نه بخشش گناهان، و نه فروختن بهشت به آنان، و نه براى حمايت از زورمندان و تخدير توده‏ها بلكه هدفشان، اصلاح به معنى مطلق و به معنى وسيع كلمه بود، اصلاح در تفكر و انديشه، اصلاح در اخلاق، اصلاح در نظامات فرهنگى و اقتصادى و سياسى جامعه، اصلاح در همه ابعاد اجتماع.

و در تحقق اين هدف تكيه‏گاهشان تنها خدا بود، و از هيچ توطئه و تهديدى هراس نداشتند چنان كه شعيب گفت" وَ ما تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنِيبُ".