تفسیر نمونه

ناصر مکارم شیرازی

جلد 9 -صفحه : 440/ 225
نمايش فراداده

(يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ).

اما به جاى اينكه اين پيشوا پيروان خود را در آن گرماى سوزان به سوى چشمه گوارايى از آب زلال ببرد" آنها را به آتش دوزخ وارد مى‏سازد" (فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ).

" و چقدر زشت و ناپسند است كه آتش آبشخور گاه انسان باشد كه بر آن وارد گردد" (وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ).

همان چيزى كه به جاى تسكين عطش تمام وجود انسان را مى‏سوزاند و در عوض سيراب كردن بر تشنگيش مى‏افزايد.

بايد توجه داشت كه" ورود" در اصل به معنى حركت به طرف آب، و نزديك شدن به آن است ولى بعدا به هر نوع داخل شدن بر چيزى كلمه" ورود" اطلاق شده است.

" ورد" (بر وزن ذكر) به معنى آبى است كه انسان بر آن وارد مى‏شود، و به معنى ورود بر آب نيز آمده است.

و" مورود" به معنى آبى است كه بر آن وارد مى‏شوند (اسم مفعول است).

بنا بر اين معنى جمله بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ چنين مى‏شود آتش بد آبشخور گاهى است كه بر آن وارد مى‏شوند «1».

ذكر اين نكته نيز لازم به نظر مى‏رسد كه جهان پس از مرگ همانگونه كه قبلا هم اشاره كرده‏ايم عالمى است كه اعمال و افعال ما در اين دنيا در مقياس‏

(1) اين جمله از نظر تركيب نحوى به اين صورت است كه" بئس" از افعال ذم است و فاعل آن" الورد" و" المورود" صفت، و مخصوص بالذم كلمه" النار" است كه محذوف مى‏باشد و بعضى از ادبا احتمال داده‏اند كه" المورود" مخصوص بالذم است، و چيزى در آيه محذوف نيست، ولى احتمال اول قوى‏تر بنظر مى‏رسد.