اكنون كه اين مقدمات سهگانه روشن شد حل نهايى از دسترس ما چندان دور نيست و براى رسيدن به آن كافى است كه به چند سؤال زير جواب دهيد:
فرض كنيد كسى بر اثر مصرف كردن پى در پى مشروبات الكلى در مدت يك هفته گرفتار زخم معده شديد شود. چندان كه مجبور باشد تا آخر عمر با اين درد بسازد و رنج برد، آيا اين برابرى ميان عمل بد و نتيجه آن بر خلاف عدالت است؟ حال اگر عمر اين انسان به جاى 80 سال يكهزار سال و يا يك مليون سال باشد و بايد بخاطر يك هفته هوسرانى يك مليون سال رنج ببرد آيا اين بر خلاف اصل عدالت است؟ در حالى كه قبلا وجود اين خطر در ميگسارى به او اعلام شده، و عاقبت آن نيز براى او توضيح داده شده است.
و نيز فرض كنيد كسى دستورات و مقررات رانندگى را كه به كار بستن آنها مسلما به نفع عموم و موجب كاهش تصادف و ناراحتيهاى ناشى از آن است، به دست فراموشى بسپارد و به اخطارهاى مكرر دوستان عاقل گوش فرا نداد و حادثه در يك لحظه كوتاه- و همه حوادث در يك لحظه رخ مىدهد- به سراغ او بيايد و چشم يا دست و پاى خود را در حادثه از دست بدهد، و به دنبال آن ناچار شود ساليان دراز رنج نابينايى و بىدست و پايى را تحمل كند آيا اين پديده، هيچگونه منافاتى با اصل عدالت پروردگار دارد؟!.
در اينجا مثال ديگرى داريم- و مثالها حقايق عقلى را به ذهن نزديك كرده و براى گرفتن نتيجه نهايى و استدلالى آماده مىكنند- فرض كنيد چند گرم بذر خار مغيلان را بر سر راه خود مىپاشيم و پس از چند ماه يا چند سال خود را با يك صحراى وسيع خار روبرو مىبينيم كه دائما مزاحم ماست و ما را آزار مىدهد ...
و يا اينكه چند گرم بذر گل- آگاهانه- مىپاشيم و چيزى نمىگذرد كه خود را با صحرايى از زيباترين و معطرترين گلها روبرو مىبينيم كه همواره مشام جان ما را معطر و ديده و دل ما را نوازش مىدهد.