تفسیر نمونه

ناصر مکارم شیرازی

جلد 9 -صفحه : 440/ 263
نمايش فراداده

بنا بر اين تمام كسانى كه دست به ظلم و فساد در ميان بندگان خدا زده‏اند و آنها را بنده و برده خود ساخته‏اند و از نيروهاى آنها به نفع خود بهره‏كشى كرده‏اند و خلاصه در مفهوم عام كلمه" الَّذِينَ ظَلَمُوا" وارد هستند جزء مصاديق آيه مى‏باشند.

ولى مسلم است كسانى كه در زندگى خود ظلم كوچكى را مرتكب شده‏اند و گاهى مصداق اين عنوان بوده‏اند داخل در مفهوم آن نيستند، زيرا در اين صورت كمتر كسى از آن مستثنى خواهد بود و ركون و اتكاء به هيچكس مجاز نخواهد شد مگر اينكه معنى ركون را اتكاء و اعتماد در همان جنبه ظلم و ستم بدانيم كه در اين صورت حتى كسانى را كه يك بار دست به ظلم آلوده‏اند شامل مى‏شود.

[5- گرفتارى بعضى از اهل تسنن در مورد دو دستور، تسليم در برابر سلطان و تكيه نكردن بر ظالمان‏]

5- بعضى از مفسران اهل سنت در اينجا اشكالى مطرح كرده‏اند كه روى مبانى آنها پاسخ آن چندان آسان نيست و آن اينكه از يك سو در روايات آنها وارد شده كه بايد در برابر سلطان وقت- به عنوان" اولو الامر"- تسليم بود، هر كس كه باشد، مثلا: در حديثى از پيامبر (ص) نقل كرده‏اند كه بر شما لازم است اطاعت سلطان كنيد و ان اخذ مالك و ضرب ظهرك‏ :" هر چند مال تو را بگيرد و تازيانه بر پشتت بزند"! و روايات ديگرى كه روى اطاعت سلطان به معنى وسيع كلمه تاكيد مى‏كند.

و از سوى ديگر آيه فوق مى‏گويد:" به افراد ظالم و ستمگر تكيه و اعتماد نكنيد":

آيا اين دو دستور قابل جمع است؟.

بعضى خواسته‏اند با يك استثناء، اين تضاد را برطرف سازند و آن اينكه اطاعت سلطان تا آنجا لازم است كه راه عصيان را نپويد و در طريق كفر گام ننهد.

ولى لحن روايات آنها در زمينه اطاعت سلطان چندان با چنين استثنايى‏