تفسیر نمونه

ناصر مکارم شیرازی

جلد 9 -صفحه : 440/ 279
نمايش فراداده

بر اين است كه او قادر بر اين نبود كه همه آنها را در يك مسير و در يك برنامه معين قرار دهد.

آرى هيچ مانعى نداشت كه او به حكم اجبار و الزام، همه انسانها را يك نواخت و مؤمن به حق و مجبور بر قبول ايمان بيافريند.

ولى نه چنين ايمانى فايده‏اى داشت، و نه چنان اتحاد و هماهنگى، ايمان اجبارى كه از روى انگيزه‏هاى غير ارادى برخيزد، نه دليل بر شخصيت است و نه وسيله تكامل، و نه موجب پاداش و ثواب، درست به اين ميماند كه خداوند زنبور عسل را چنان آفريده كه به حكم الزام غريزه به دنبال جمع آورى شيره گلها مى‏رود، و پشه مالاريا را آن چنان قرار داده كه تنها در مردابها لانه مى‏كند و هيچكدام در اين راه از خود اختيارى ندارند.

اصولا ارزش و امتياز انسان و مهمترين تفاوت او با موجودات ديگر داشتن همين موهبت آزادى اراده و اختيار است، همچنين داشتن ذوقها و سليقه‏ها و انديشه‏هاى گوناگون و متفاوت كه هر كدام بخشى از جامعه را مى‏سازد، و بعدى از ابعاد آن را تامين مى‏كند.

از طرفى هنگامى كه آزادى اراده آمد، اختلاف در انتخاب عقيده و مكتب، طبيعى است، اختلافى كه سبب مى‏شود گروهى راه حق را بپذيرند و گروه ديگرى راه باطل را، مگر اينكه انسانها تربيت شوند و در دامان رحمت پروردگار و با استفاده از مواهب او تعليمات صحيح ببينند، در اين هنگام با تمام تفاوتهايى كه دارند و با حفظ آزادى و اختيار، در راه حق گام خواهند گذارد هر چند در همين مسير نيز تفاوتهايى خواهند داشت.

به همين جهت در آيه بعد مى‏فرمايد:" مردم در پذيرش حق با هم اختلاف دارند مگر آنها كه مشمول رحمت پروردگارند" (إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ).