كنندهاى نه اجبار كننده" (سوره غاشيه آيه 21).
و در سوره (شمس آيه 8) مىفرمايد: فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها:
" خداوند انسان را آفريد و راه فجور و تقوا را به او الهام كرد".
و نيز در سوره انسان آيه 4 مىخوانيم: إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً:" ما راه را به انسان نشان داديم يا شكر گذارى مىكند و يا كفران"؟
بنا بر اين آيات مورد بحث از روشنترين آياتى است كه بر آزادى اراده انسان و نفى مكتب جبر تاكيد مىكند و دليل بر آن است كه تصميم نهايى با خود انسان است.
2- در باره هدف آفرينش در آيات قرآن بيانات مختلفى آمده است كه در حقيقت هر كدام به يكى از ابعاد اين هدف اشاره مىكند، از جمله و ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ:" من جن و انس را نيافريديم مگر اينكه مرا پرستش كنند" (ذاريات- 56) يعنى در مكتب بندگى و عبادت" تكامل" يا بند، و به عاليترين مقام انسانيت در اين مكتب برسند.
در جاى ديگر مىخوانيم الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا:" آن خدايى كه مرگ و زندگى را آفريد تا شما را بيازمايد تا كدامين بهتر عمل مىكنيد" (يعنى آزمايشى آميخته با پرورش و در نتيجه تكامل)- سوره ملك آيه 2.
و در آيه مورد بحث مىفرمايد وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ:" براى پذيرش رحمت، رحمتى آميخته با هدايت و قدرت بر تصميم گيرى، مردم را آفريد".
همانگونه كه ملاحظه مىكنيد، همه اين خطوط به يك نقطه منتهى مىشود و آن پرورش و هدايت و پيشرفت و تكامل انسانها است كه هدف نهايى آفرينش محسوب مىشود.