پيروزى مكتب.
2- بسيارند كسانى كه مانند زنان هوسباز مصر هنگامى كه در كنار گود نشستهاند خود را پاك و پاكيزه نشان مىدهند، و لاف تقوا و پارسايى مىزنند و آلودگانى همچون همسر عزيز را در" ضلال مبين" مىبينند.
اما هنگامى كه پايشان به وسط گود كشيده شد در همان ضربه اول از پا در مىآيند و عملا ثابت مىكنند كه تمام آنچه مىگفتند حرفى بيش نبوده، اگر همسر عزيز پس از سالها نشست و برخاست با يوسف گرفتار عشق او شد آنها در همان مجلس اول به چنين سرنوشتى گرفتار شدند و به جاى ترنج دستهاى خويش را بريدند!.
3- در اينجا سؤالى پيش مىآيد كه چرا يوسف حرف همسر عزيز را پذيرفت و حاضر شد گام در مجلس همسر عزيز مصر بگذارد، مجلسى كه براى گناه ترتيب داده شده بود، و يا براى تبرئه يك گناهكار.
ولى با توجه به اينكه يوسف ظاهرا برده و غلام بود و ناچار بود كه در كاخ خدمت كند ممكن است همسر عزيز از همين بهانه استفاده كرده باشد و به بهانه آوردن ظرفى از غذا يا نوشيدنى پاى او را به مجلس كشانده باشد، در حالى كه يوسف مطلقا از اين نقشه و مكر زنانه اطلاع و آگاهى نداشت.
به خصوص اينكه گفتيم ظاهر تعبير قرآن (اخْرُجْ عَلَيْهِنَّ) نشان مىدهد كه او در بيرون آن دستگاه نبود بلكه در اطاق مجاور كه محل غذا و ميوه يا مانند آن بوده است قرار داشته است.
4- جمله" يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ" (اين زنان مرا به آن دعوت مىكنند)