5- به هنگام گرفتارى در چنگال مشكلات و در مواقعى كه حوادث پاى انسان را به لب پرتگاهها مىكشاند تنها بايد به خدا پناه برد و از او استمداد جست كه اگر لطف و يارى او نباشد كارى نمىتوان كرد، اين درسى است كه يوسف بزرگ و پاكدامن به ما آموخته، او است كه مىگويد پروردگارا اگر نقشههاى شوم آنها را از من باز نگردانى من هم به آنها متمايل مىشوم، اگر مرا در اين مهلكه تنها بگذارى طوفان حوادث مرا با خود مىبرد، اين تويى كه حافظ و نگهدار منى، نه قوت و قدرت و تقواى من!.اين حالت" وابستگى مطلق" به لطف پروردگار علاوه بر اين كه قدرت و استقامت نامحدودى به بندگان خدا مىبخشد سبب مىشود كه از الطاف خفى او بهره گيرند. همان الطافى كه توصيف آن غير ممكن است و تنها بايد آن را مشاهده كرد و تصديق نمود.اينها هستند كه هم در اين دنيا در سايه لطف پروردگارند و هم در جهان ديگر.در حديثى از پيامبر اسلام (ص) چنين مىخوانيم:سبعة يظلهم اللَّه فى ظل عرشه يوم لا ظل الا ظله: امام عادل، و شاب نشا فى عبادة اللَّه عز و جل، و رجل قلبه. متعلق بالمسجد اذا خرج منه حتى يعود اليه، و رجلان كانا فى طاعة اللَّه عز و جل فاجتمعا على ذلك و تفرقا، و رجل ذكر اللَّه عز و جل خاليا ففاضت عيناه، و رجل دعته امراة ذات حسن و جمال فقال انى اخاف اللَّه تعالى، و رجل تصدق بصدقة فاخفاها حتى لا تعلم