تفسیر هدایت

سیدمحمدتقی مدرسی

جلد 17 -صفحه : 456/ 129
نمايش فراداده

معناى واژه‏ها

4 بنانه

بنان به معنى انگشتان است و يكى از آنها را بنانه گويند.

10 لا وزر

پناهگاهى براى پناه بردن به آن ندارند، و وزر به معنى چيزى از كوه يا جز آن است كه در آن تحصن و دژنشينى اتخاذ كنند.

24 باسرة

عبوس و تغيير كننده و راغب در معنى «بسور» گفته است كه: آن آشكار كردن عبوس پيش از وقت و در جز وقت آن است، و دليل بر اين است گفته خداى تعالى: «تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِها فاقِرَةٌ». يعنى گويى چنان است كه آسيبها به وى خواهد رسيد.

25 فاقرة

يعنى شكننده استخوانهاى مهره پشت، و به قولى: فاقرة به معنى بليه و داهيه است.

26 التراقى

استخوانهايى است كه حلق را در ميان خود گرفته‏اند.

27 راق

پزشك.

33 يتمطى

در مفردات راغب آمده است: يعنى پشت خود را كش دهد، و مطيه شترى را گويند كه بر پشت آن سوار مى‏شوند، و امتطيته يعنى بر پشت آن سوار شدم و مطو به معنى دوست مورد اعتماد است كه به جاى ظهر يعنى لفظ ديگر به معنى پشت به كار رفته است.