بر فرض هم اگر نتوانيم حرمت بليتهاي بخت آزمايي را ثابت كنيم ميتوانيم به عنوان حاكم شرع به خاطر مصالح اقتصادي مسلمين آن را تحريم نماييم»(رسالهنوين، 2/217).
ويا فرمودهاند: «امام و والي مسلمين ميتواند هر اقدامي را كه به صلاح مسلمين است انجام دهد از قبيل تثبيت قيمت كالا....»(تحريرالوسيله، 2/626).
گرچه ممكن است اسباب و ملاكهاي ديگري هم به ذهن برسد يا فقهاي ديگر در نظر داشته باشند، اما ميتوان اكثر آنها را در همين چهار محور مذكور خلاصه نمود. هدف از صدور اين احكام جز تأمين اهداف و مقاصد شرع و تأمين قسط و عدل چيز ديگري نميباشد كه با مراجعه به سيره نبوي و ائمه ميتوان نمونه هائي را براي آن يافت، مانند تحريم متعه از جانب پيامبر (ص) و تأيين زكان براي اسب از جانب امام علي (ع) و «تحريم تنباكو» از جانب ميرزاي شيرازي براي نفي مفسده و توطئهاي استعمار انگليس چيده بود.
احكام حكومتي به خاطر ماهيت و منشأ و سببي كه دارند نميتوانند ابدي باشند. زيرا منشأ اين احكام ضروريات و مصالح و مفاسد اجتماعي است. اين امور هم، تابع مقتضيات زمان و مكان است و با تغيير شرايط زماني و مكاني از بين ميروند. بنا براين، حكم حكومتي ديگر موضوعيتي نمييابد و به اصطلاح سالبه به انتفاع موضوع است از اين رو امام خميني ميفرمايند: «تا عنوان وجود داشت حكم نيز بود و با رفتن عنوان حكم نيز برداشته ميشود» (ولايت فقيه، 51).
مرحوم علامه طباطبايي در اين زمينه ميگويد: مقررات وضعي (حاكم شرع) قابل تغيير و در ثبات و بقاء تابع مصلحتي ميباشد كه آنها را به وجود آورده و چون پيوسته زندگي جامعه انساني در تحول و رو به تكامل است تبعا اين مقررات تدريجا تبدل پيدا كرده و جاي خود را به بهتر از خود خواهد داد(بحثي در باره مرجعيت و روحانيت ،83).