دستور داد آماده »عمره« باشند اين خبر به مشركان مكه رسيد و آنان قسم ياد كردند كه از ورود پيامبر جلوگيرى كنند پيامبر اكرمص با هفتاد شتر قربانى و هفتصد نفر در ذوالحليفه احرام بست و به سوى مكه حركت كرد
خالد بن وليد با دويست سوار، جلوى پيامبر را سد كرد پيامبر كه قصد جنگ نداشت و با سلاح نيامده بود و فقط قصد زيارت خانه خدا را داشت فرمود »اگر قريش امروز از من چيزى بخواهد كه باعث تحكيم روابط خويشاوندى شود، خواهم پذيرفت«
اين سخن به گوش مردم مكه رسيد و نمايندگانى به حضور پيامبر فرستادند تا از قصد ايشان از اين سفر باخبر شوند پيامبر نيز چند نماينده به طرف قريش فرستاد و اعلام كرد كه قصد جنگ ندارم براى پنجمين بار »سهيل بن عمرو« از طرف قريش مأمور شد و اين بار براى خاتمه دادن به اين غائله و قرارداد صلح مأمور بود بدين جهت بين پيامبر اكرمص و سهيل بن عمرو پيمانى امضا شد كه به موجب آن پيمان، اين سال پيامبر از همينجا برگردند؛ اما در سالهاى آينده، آنان براى مراسم حج و عمره آزادند
السيرة النبوية، ج 3، ص 336 فروغ ابديت، ج 2، ص 183
روز يازدهم جمادىالاول سال هفتم هجرى »شيرويه« پدر خود »كسرى« را به قتل رسانيد مرگ كسرى را رسول خداص به فرستادگان او خبر داده بود و اين، پس از پاره كردن نامه رسول خدا به وى بود كه حضرت رسولص در حقّش نفرين كرد
پيامبر اكرمص روز دوشنبه ششم ذيقعده سال هفتم هجرى به عنوان اداى مراسم »عمره« رهسپار مكه گرديد
پس از امضاى صلح حديبيّه مسلمانان مىتوانستند در سال بعد، سه روز بدون سلاح وارد مكه شوند و مراسم عمره را به جا آورند پيامبرص پس از گذشت يك سال از قرارداد، دستور داد كسانى كه سال قبل نتوانستند وارد مكه شوند آماده سفر شوند پيامبر از مسجد مدينه احرام بست و با شصت شتر، لبيك گويان راهى مكه شدند
پيامبر اكرمص براى اينكه مورد حمله ناگهانى قريش واقع نشود، دويست نفر را با سلاح فرستاد تا در نزديك حرم اقامت كنند تا هنگام ورود پيامبر و يارانش به مكه خطرى آنان را تهديد نكند قريش دروازههاى شهر مكه را گشودند و سران كفر، مكه را تخليه كرده در كوهها و تپههاى مجاور شهر مسكن گزيدند تا با پيامبر روبرو نشوند پيامبر سوار بر شتر و نداىِ »لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْك« بر لب، وارد مكه شد و طواف، سعى، تقصير و قربانى كرد و پس از سه روز ماندن در مكه، از آنجا خارج شد
السيرة النبوية، ج 4، ص 17 فروغ ابديت، ج 2، ص 281
چهارشنبه هشتم ذيقعده سال هفتم هجرى رسول گرامى اسلام با ميمونه دختر حارث ازدواج كرد
ميمونه به شوهر خواهر خود »عباس« عموى پيامبر پيغام داد كه حاضر است به طور افتخارى با پيامبر ازدواج نمايد پيامبر جعفر بن ابىطالب را براى خواستگارى وى فرستاد جعفر بن ابىطالب پس از خواستگارى، او را به ازدواج پيامبر درآورد
ميمونه بعد از صفيه همسر رسول خدا شد و نام او قبل از ازدواج بَرَّه بود كه پيامبر نام او را به ميمونه تغيير داد
ازدواج پيامبر اكرمص با ميمونه روز سوم عمرةالقضاء آن حضرت بود ميمونه در سال 51 هجرى وفات كرد و ابنعباس بر او نماز خواند و دفن كرد
اسد الغابه، ج 5، ص 401 فروغ ابديت، ج 2، ص 286
در سال هفتم هجرى رسول خدا با امحبيبه دختر ابوسفيان ازدواج كرد اسم او رَمله است و كنيهاش امحبيبه است و حبيبه دختر