دعوت اين پيامبر الهى به طور عمده در سوره نمل و در داستان ملكه و قوم سبا تجلى يافته و يكى از زيباترين و آموزندهترين فرآيندهاى تبليغى را در دعوت ملكه به توحيد، ترسيم نموده است. شيوههاى متعدد و متنوعى از سوى اين داعىِ الى الله براى حاكميت بخشيدن بهتفكر توحيدى اتخاذ شده، كه در مجموع مىتوان حكومت عادلانه، خدا محورى و سپاسگزارى را به عنوان شيوههاى شاخص او در دعوت مطرح نمود.
هرچند زمامدارى و فرمانروايى سليمان را مىتوان وجه بارز زندگانى او دانست، اما به نظر مىرسد شيوه سپاسگزارى در همه حال، از سوى فرمانروايى كه بسيارى از نيروهاى خلقت در زير سلطه او هستند، به عنوان شاخصه دعوت او مناسبتر باشد.
فرمانرواى عدالتگسترى كه اقتدار روز افزون از يك سو، و دانش بى پايان و منحصر به فرد از سوى ديگر، هرگز او را به عجب، استكبار و گردنكشى و حتى ذرهاى خودبينى دربرابر مورى ضعيف وسوسه نكرد، بلكه پيوسته سر بر آستان خداوندى مىساييد و بنده ناچيز حق و شاكر نعمتهاى بيكرانش بود.
نمونهاى از توجه عميق و همه جانبه او را به ذات حق در اين آيه شاهديم كه چون سخنان هدهد را شنيد، گفت:
وَقالَ رَبِّ أَوْزِعْنِى أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِىأَنْعَمْتَ عَلَىَّ وَعَلى والِدَىَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَأَدْخِلْنِى بِرَحْمَتِكَ فِى عِبادِكَ الصّالِحِينَ؛(3)
و گفت: پروردگارا در دلم افكن تا نعمتى را كه به من و پدر و مادرم ارزانى داشتهاى سپاس بگزارم، و به كار شايستهاى كه آن را مىپسندى بپردازم، و مرا به رحمت خويش در ميان بندگان شايستهات داخل كن.