از قبر بابا ركن الدين خطاب به شيخ بهاء: شيخنا در فكر خود باش للّه گويند كه مرحوم شيخ بهائى شش ماه پيش از وفات خود در شهر اصفهان به قبرستان تخت فولاد به زيارت اهل قبور رفت و از قبر بابا ركن الدين صدائى شنيد با اصحاب خوش كه از جمله ملا محمد تقى مجلسى بوده فرمود:
آيا شما شنيديد آن صدائى كه من شنيدم ؟ گفتند نشنيديم . پس شيخ بهائى بعد از آن پيوسته مشغول گريه و تضرع و مناجات با قاضى الحاجات بود و توجه به آخرت داشت تا وفات يافت و بعد از مبالغه و اصرار كه از او پرسيدند چه شنيديد؟ فرمود:
مرا خبر دادند كه مهياى سفر مرگ باشم و خودم را براى آن آماده كنم و بعد از آن به فاصله شش ماه تقريبا وفات يافت و از بعضى مشايخ نقل شده كه آن كلامى كه شيخ از قبر بابا ركن الدين شنيد اين بود: شيخنا در فكر خود باش مرحوم ملا محمد تقى مجلسى فرموده : من تشرف جستم به نماز خواندن بر جنازه او با جميع طلبه و فضلاء و بسيارى از مردم . وى در 12 شوال هزار و سى در اصفهان وفات يافت چنان كه بعضى در تاريخ او گفته است :
افسر فضل اوفتاد و بى سر و پا گشت شرع جنازه اش را به ارض اقدس حمل كردند و در جوار روضه رضويه على ساكنها السلام والتحية در خانه آن جناب او را دفن كردند.
مرحوم محدث قمى گويد: قريب به همين مضمون است وصيت مرحوم مير سيد شريف كه در حال احتضار فرزند او به وى گفت : بابا مرا وصيتى كن ! در پاسخ او فرمود: للّه للّه بابا به حال خود باش .
پسر مضمون كلام بابا را به نظم آورده گفته است :