دروس هیئت و دیگر رشته های ریاضی

حسن حسن زاده آملی

نسخه متنی -صفحه : 526/ 228
نمايش فراداده

هلاليه در تفسير دعاى مذكور مطالبى شريف است و حديقه هلاليه را در ارتباط بمسائل اين دروس شانى خاص است كه به بسيارى از مطالب هيوى اشاراتى ارزشمند دارد . حكيم سبزوارى در همان موضع ياد شده غرر گويد :

و كل ما هناك حى ناطق و الجمال الله دوما عاشق حكيم سنائى غزنوى گويد :

عرش و كرسى و جرمهاى كرات كمترند از بهائم و حشرات خنفساء و مگس حمارقبان همه با جان و مهر و مه بى جان حمارقبان مخفف حمارقبان است كه امروز به فارسى رائج([ خرخاكى])گوييم . كنيتش ابوشحم است و لقبش حمار الارض و حمارالبيت و نامهاى ديگرش : پاشنه گزك و خرك . و در ديوان حقير آمده است :

مه و خورشيد و استاره بر اين گردون گردانند به حكم حجت قاطع براه عاشقى پويا زذره تا مجره از رقيقت تا حقيقت را بيابى راكع و ساجد بحمد و مدح حق گويا دو عالم يك مصلى هست و دائم در صلاتستند همه اشباح در اينجا همه ارواح در آنجا منوچهرى دامغانى گويد :

من و تو غافليم و ماه و خورشيد بر اين گردون گردان نيست غافل به موضوع بحث برگرديم لا حكيم سبزوارى در بيان حنس جوار كنس مصراع مذكور گويد : أى رواجع جاريات مستورات تحت نورالشمس و هى الخمسة المتحيرة . و ملا فتح الله در تفسير منهج بهمين معنى گويد : خمسه متحيره با شمس و قمر سير مى كنند و رجوع مى نمايند تا آن كه در تحت ضوء شمس مستور مى شوند پس خنوس ايشان رجوع است و كنوس ايشان اختفاء در تحت ضوء شمس . و جناب استاد علامه شعرانى در نثر طوبى بر همين وجه فرموده است : جوار در صفت اين كواكب سير در حال استقامت است يعنى آنگاه كه بر توالى بروج از حمل بثور و از ثور بجوزا روند بر خلاف خنس . و كنس آنست كه در شعاع خورشيد پنهان ميشوند و منجمان آن را احتراق گويند .

احتراق زهره و عطارد هم در وسط زمان استقامت است و هم وسط زمان رجعت . اما احتراق ديگر متحيره در وسط ايام اسقامت است از اين جهت خداوند احتراق را با استقامت قرين ساخت چون بيشتر در حالى است كه مستقيم سير مى كنند . اين بود نظر اين بزرگان در بيان كنوس خمسه متحيره كه متفرع بر دانستن احتراق در اصطلاح فن است . و مختار ما همانست كه گفته ايم . اكنون در بيان احتراق و اخوات وى به اختصار گوييم : هر گاه دو كوكب به يك برج و يكدرجه و يك دقيقه جمع آيند آنرا قران و مقارنه خوانند . مقارنه خمسه متحيره را با شمس بحسب اصطلاح احتراق گويند چه احتراق در لغت بمعنى سوختن است و اختفاء خمسه متحيره را در حين مقارنه با شمس بمنزله سوختن آنها دانسته اند.

نجم اندر احتراق جذبه اى بيچند و چون پرتوى از جلوه جانانه را اظهار داشت