دروس هیئت و دیگر رشته های ریاضی

حسن حسن زاده آملی

نسخه متنی -صفحه : 526/ 229
نمايش فراداده

و مقارنه قمر را با شمس اجتماع گويند چه اهل نجوم شمس را مذكور و قمر را مؤنث گيرند و اين وضع را بمنزله ملاقات ايشان دانند . و هرگاه دو كوكب يكى هفتم ديگر برج باشد آنرا مقابله خوانند و مقابله نيرين را استقبال گويند بسبب آن كه قمر از شمس بعد از مقابله در طلوع پيشى گيرد و مع هذا روزبروز باو نزديك شود پس مستقبل او باشد . خواجه حافظ فرمايد :

زاخترم نظر سعد در ره است كه دوش ميان ماه و رخ يار من مقابله بود و مقارنه هر يك از كواكب را با عقده راس و ذنب بحسب اصطلاح مجاسده گويند چه مجاسده در لغت بمعنى ملاصقه است . فريده چهارم غرر حكيم سبزوارى در فلكياتست اكنون نبايد در فهم هيچ مطلب آن درنگى داشته باشيد مگر غرر اخير آن كه متفرع بر دانستن صور فلكى و برخى از اصطلاحات علم حروف ( ارثماطيقى ) است كه آنهم در آينده نزديك دانسته خواهد شد . فعلا اين درس را به افادت بسيار گرانقدر و ارزشمند و بيان والا و ارجمند جناب استاد علامه شعرانى قدس سره القدوسى در اصول موضوعات مسائل اين سه درس اخير خاتمه مى دهيم . ([ تعدد افلاك و تعيين شماره آن ناشى از حركات مختلفى است كه از قديم در كواكب مشاهده كرده اند . و آنچه مى دانيم و آثار آن بما رسيده است سه طائفه بدان عنايت داشته اند : نخست كلدانيان كه دولت آنها بفرزندان بخت نصر ختم گشت . دويم يونانيان بودند كه از پانصد سال پيش از ميلاد تا ظهور اسلام قهرمان علوم بودند و همه امم را زير بال خود پروردند . سيم عرب و مقصود عرب بعد از اسلام كه رصد و مشاهدات نجومى و قواعد آن را باعلا مدارج كمال رسانيدند و تا زمان غلبه نصارى به يمن دولت رسول صلى الله عليه و آله وارث علوم بشرى شدند و فعلا همه معلومات نجومى نزد ما است . در اينجا اشاره باصول حركاتى كه همه مشاهده كردند و آنان را باثبات افلاك تو در تو وادار كرد كه بغير آن ممكن نبود كافى است و پس از آن اهل زمان ما بوجهى حركات را توجيه كردند و افلاك را منكر شدند ذكر آن فعلا مقصود نيست . نخستين حركتى كه مشاهده كردند طلوع و غروب آفتاب و ديگر كواكب بود و پيدايش شب و روز كه آنرا البته محركى بايد كه يكنواخت همه را حركت دهد . دويم حركت خورشيد كه ملاحظه كردند گاه بسمت الرأس نزديك مى شود در ظهر تابستان و گاه دور مى شود مانند زمستان . و نيز ماه را ديدند اول ماه در طرف مغرب است و با خورشيد غروب مى كند پس از آن بتدريج غروبش تاخير مى افتد گويى از مغرب بمشرق مى رود هر شب باندازه يك ذرع يا بيشتر پس بايد براى حركت خصوص خورشيد و ماه دو محرك ديگر ثابت كرد . و آنگاه پنج ستاره ديگر كه كلدانيان شناخته بودند يعنى عطارد و زهره و مريخ و مشترى و