شکوه شعر عاشورا در زبان فارسی

علی اکبر مجاهدی؛ تهیه کننده: مرکز تحقیقات اسلامی سپاه

نسخه متنی -صفحه : 151/ 112
نمايش فراداده

خون تو در شن فرو شد و از سنگ جوشيد اى باغ بينش ! ستم ، دشمنى زيباتر از تو ندارد و مظلوم ، ياورى آشناتر از تو.

تو كلاس فشرده تاريخى قيام تو، مصاف نيست منظومه بزرگ هستى است ، پايان سخن پايان من است تو انتها ندارى ...(335)

تنوّع در رديف

شـايـد رويـكـرد جـدّى شـعـراى دو دهـه اخـيـر بـه قـالب هـاى : غـزل ، ربـاعـى و دو بـيـتى در زمينه موضوعات عاشورايى ، مهم ترين نقش ‍ را در (تنوّع رديف هاى شعر عاشورايى)معاصر برعهده داشته باشد.

حـضـور رديـف هاى : (جاذبه دار)، (خوش آهنگ) ، (خوش تراش)و (پيام دار) به برقرارى (موسيقى كنارى)شعر در ميان كلمات (قافيه)و (رديف)كمك مى كند و غناى محتوايى آن را سبب مى شود.

گـاه شـاعـر، بـه جـاى انـتـخـاب كـلمـاتـى خـيـال انـگـيـز، از افـعـال مـخـتـلف بـه جـاى (رديـف)اسـتـفـاده مـى كـنـد و ايـن از دو حال بيرون نيست :

1 ـ يـا بر نقش (رديف هاى گيرا) در افزودن جلوه هاى جمالى شعر وقوف ندارد و به همين لحـاظ بـا بـى تـفاوتى از كنار آن مى گذرد و با انتخاب يكى از صيغه هاى شش گانه فعلى ، مشكل (رديف)را، حل مى كند، تا شعرش از قافله شعرهاى (مردَّف)عقب نماند! 2 ـ يـا (كـلمـات رديـف)را سـدّ راه بـيـان مـقصود مى بيند و براى اينكه از عرصه بيانى بـيشترى استفاده كند، عطاى (رديف) هاى دشوار را به لقايش مى بخشد و سعى مى كند با بـهـره گـيـرى از آرايـه هاى لفظى و معنوى و به كارگيرى ترفندهاى شاعرانه ، به نـحـوى خـلا وجـودى (رديـف هاى شاخص)را جبران كند و با استفاده از وجوه مختلف فعلى ، شـعـر خـود را (مـردَّف)سـازد بـى آنـكـه بـار سـنـگـيـن (رديـف) هـاى آن چـنـانـى را تحمّل كرده باشد.

هر چند ممكن است روش اين گونه شاعران ، روشى مترقّيانه و اصلاح طلبانه به حساب آيـد و (رديـفـْگـريـزى)آنـان ، ريشه در انديشه برداشتن موانع دست و پا گير از پيش پـاى شـاعـران آزادانـديـش و اصـلاح طـلب تـلقـّى گـردد، ولى اهـل فـن بـه نـيـكـى واقـف انـد كـه اگـر شـاعـر در درجـه قابل قبولى از معلومات ادبى ، توانايى هاى هنرى ، خلاّقيّت و نوآورى باشد و بالاخره بـا دارا بـودن وسـعـت واژگانى و حيطه وسيع بيانى ، نه (رديف)كه هيچ يك از الزامات شـعـرى نـمـى تـوانـد او را از خـلق آثـارى مـمـتـاز بازدارد و نمونه هاى بسيارى از شعر مـعـاصـر را مـى تـوان ارايـه كـرد كه با پشت سر نهادن همين موانع مزاحم ! به اوجى كه بـايـسـتـه و شـايـسـته آنها بوده است ، رسيده اند، و در ميان اشعار مردّف به وجوه فعلى امـروز نـيـز، خـصـوصـاً در زمـيـنـه هـاى عـاشـورايـى ، آثـار قابل قبولى مى توان نشان داد.

بـه هـر روى ، ارتـبـاط تنگاتنگ (كلمات قافيه)و (كلمات رديف)هنگامى تحقّق مى يابد كـه (رديـف)در (قـافـيـه)و (قـافـيـه)در (رديـف)و در نهايت هر دو (رديف و قافيه)در زلال شـعـر، حـل گـردنـد و (كثرت صورى)خود را به (وحدت معنوى)برسانند، چرا كه فـلسـفـه وجـودى آرايـه هـاى لفـظى و معنوى و رعايت الزامات شعرى ، رسيدن به (بيان هنرى)براى پروردن بهتر مفاهيم و جذّابيّت بخشيدن به آنها است .

مـتاءسّفانه اهتمام وسواس برانگيز برخى از شاعران جوان به (آرايه هاى شعرى)سبب غـفلت آنان از مقوله هاى مفهومى شده است و شعر آنان را به تدريج به سمت بى هويّتى مى راند. هويّت شعر فارسى ريشه در پيشينه افتخارآميزى دارد كه بر غناى محتوايى و اصـالت مـعنوى آن استوار است و رسالت خطير شاعران اين