تا آنجا كه گويد:
(از سـيـّد مـيـرزا آقا بسمل سخت سرى هنوز هم در رامسر و روستاهاى اطراف آن ، مرثيه هاى بـلنـد سـيـنه زنى بين مردم به جاى مانده كه در سينه ها و يا در بياض هاى خطّى باقى اسـت و نـگـارنـده ( سـيـّد عـلى مـوسـوى گرمارودى)شعر او و مكلاّ را از روى يكى از همين بـيـاض هـاى خـطـّى كـه در اخـتـيـار دارد نـقـل مـى كـنـد. بسمل ، مرثيه هاى پر تصوير و بديعى دارد:
احـمـد صفايى جندقى (صفايى)(1236 ـ 1314) دوّمين فرزند يغماى جندقى ، علاوه بر تـركـيـب صـد و ده بـنـدى و قـصـايـد و مـثـنـوى هـاى عـاشـورايـى ، در سـرودن نـوحه هاى عاشورايى مهارتى به سزا داشته كه به ذكر نمونه اى از آنها بسنده مى كنيم كه داراى آهنگ نادرى است :
صـفـايى جندقى در نوحه اى كه گذشت چهار آهنگ را به كار گرفته كه در نوع خود كم نـظـيـر اسـت ولى مـتـاءسّفانه از نظر محتوايى ، حرفى براى گفتن ندارد و تكرار همان مـطـالب مـلالت آور و ذلّت بـارى