1 ـ ايجاد جاودانگي و پويايي حادثه كربلا - فلسفه اشک (2) نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

فلسفه اشک (2) - نسخه متنی

احمد لقمانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

1 ـ ايجاد جاودانگي و پويايي حادثه كربلا

حادثه سرخ كربلا و حماسه خونيني كه اندكي بيش از يك نيمروز آفريده شد، جنگ دو قدرت ستمگر و يا نبردي بر سر آب و خاك نبود، بلكه نهضتي بر خاسته از شور و شعور الهي به رهبري دردانه‏اي خدايي بود كه عليه ستم پديد آمد، يك طرف، برترين انسانهاي هستي به رهبري حجت خدا و امام معصوم عليه‏السلام و سويي ديگر، پليدترين موجودات آفرينش به فرماندهي بدبخت‏ترين موجود هستي. چنين حادثه‏اي با چنان عظمتي بايد همانند خورشيدي فروزان هميشه زنده و جاودان بماند تا در تيرگيهاي زندگي و صحنه‏هاي حيرت روشني بخش دلهاي پاك گشته، انسانهاي بي‏شماري را به سوي سعادت رهنمون شود. اين رسالت، با چنين ابهت و عظمت، به ابزاري نيرو بخش نياز دارد تا توان حركت و جاودانگي را بيشتر سازد. پرچم كربلا را هميشه در حال اهتزاز نگاه دارد تا اهداف سيد شهيدان، راه او و چگونگي حادثه جانسوز نينوا چون آيينه شفاف در برابر ديدگان انسانها استوار بماند.

اشك، احساس زلال و عشق شفاف است كه از ژرفاي جان پديدار مي‏شود و نشان دلدادگي و ارادت به محبوب است. آنگاه كه اين ارمغان خداوندي به خاطر يكي از بهترين انسانهاي هستي نمايان شود، به دنبال خود، نسيمي از عاطفه، مهر، يكرنگي و هم سويي با امام حسين عليه‏السلام همراه مي‏آورد. در اين صورت، حماسه سرخ حسيني هميشه زنده و بالنده مانده، حسينيان خود را در كوثر معرفت شستشو داده، با آرمانهاي مولاي خود همرنگ مي شوند.




  • هرجا كه دلي است از غم تو
    چشمي كه نه فتنه تو باشد
    از گوهر اشك بحر خون باد(3)



  • بي صبر وقرار و بي‏سكون باد
    از گوهر اشك بحر خون باد(3)
    از گوهر اشك بحر خون باد(3)



رهبر كبير انقلاب حضرت امام خميني قدس‏سره در اين باره مي‏فرمايد:

«گريه بر شهيد، زنده نگهداشتن نهضت است. همين معنا است كه يك جمعيت كمي در مقابل امپراطور بزرگ ايستاد. آنها از همين گريه‏ها مي‏ترسند. هر مكتبي بايد پايش عده‏اي سر و سينه بزن داشته باشد تا حفظ شود.»(4)

2 ـ سازندگي و ثمر آفريني گريه

«چشم گريان، چشمه فيض خداست. گريستن براي امام حسين عليه‏السلام زمينه ساز پيوندي قلبي است كه عطش روح را فرو مي‏نشاند و هر قطره‏اي، گوهري شب افروز براي سعادت خواهي و سازندگي فراهم مي‏سازد. از اينرو، مسير اشكها و گريه‏ها به سوي حادثه خونين كربلا هدايت شده تا چنين آثار انسان سازي هميشه

گريه بر شهيد، زنده نگهداشتن نهضت است. همين معنا است كه يك جمعيت كمي در مقابل امپراطور بزرگ ايستاد. آنها از همين گريه‏ها مي‏ترسند. هر مكتبي بايد پايش عده‏اي سر و سينه بزن داشته باشد تا حفظ شود.

وجود داشته باشد. امام علي بن موسي الرضا عليه‏السلام به ريّان بن شبيب فرمود:

«يابن الشبيب! ان كنت باكياً لشيي‏ء فابك للحسين بن علي بن ابي‏طالب فانه ذبح كما يذبح الكبش ...»(5)

اي پسر شبيب، اگر برچيزي گريه مي‏كني، بر حسين بن علي گريه كن كه او را چون گوسفند سر بريدند... .

امام حسين عليه‏السلام به خاطر ارزشهاي والاي اشك، مؤمنان را به گريستن دعوت فرموده است:

«انا قتيل العبرة، لا يذكرني مؤمن إلاّ بكي»(6)

من كشته اشكم، هيچ مؤمني مرا ياد نمي‏كند، مگر آنكه ـ به خاطر مصيبتهايم ـ مي‏گريد.

از اينرو، گريستن و گرياندن و نيز خود را به شكل گريه كنندگان در آوردن (تباكي) كاري ارزشمند و داراي ثواب الهي است. مرحوم مطهري در اين باره مي‏فرمايد:

«گريه بر شهيد، شركت در حماسه او و هماهنگي با روح او موافقت با نشاط او و حركت اوست... امام حسين عليه‏السلام به واسطه شخصيت عالي قدرش، به واسطه شهادت قهرمانانه‏اش، مالك قلبها و احساسات صدها ميليون انسان است. اگر كساني كه بر اين مخزن عظيم و گرانقدر احساسي و روحي گمارده شده‏اند، يعني سخنرانان مذهبي، بتوانند از اين مخزن عظيم در جهت هم شكل كردن و همرنگ كردن و هم احساس كردن روحها با روح عظيم حسيني بهره برداري صحيح كنند، جهاني اصلاح خواها شد.(7)

3 ـ بزرگي مصيبت و عظمت فاجعه كربلا




  • آنچنان كز برگ گل، عطر و گلاب آيد برون
    تا نسوزد دل، نريزد اشك و خون از ديده‏ها
    آتشي بايد كه خوناب كباب آيد برون



  • تا كه نامت مي‏برم از ديده آب آيد برون
    آتشي بايد كه خوناب كباب آيد برون
    آتشي بايد كه خوناب كباب آيد برون



گر نباشد مهر تو، دل را نباشد ارزشي برگ بي‏حاصل شود گل، چون گلاب آيدبرون(8) فاجعه كربلا در محدوده‏اي جغرافيايي و در مدت زماني بسيار كوتاه اتفاق افتاد؛ اما مرز تاريخ و گستره زمان را شكافت و از آغاز آفرينش حضرت آدم عليه‏السلام تا رسالت رسولان الهي و تا پايان هستي را فرا گرفت. بزرگي اين مصيبت و مظلوميت چنان بود كه گويا خداوند، خود فروزش شعله‏هاي ستم سوز نينوا را عهده دار گشته و برترين نيكيها و بركات را در قلبي لبريز از عشق حسيني و چشماني گريان از محبت آن حضرت ترسيم كرده است كه:

«اذا اراد اللّه بعبد خيرا قذف في قلبه محبة الحسين عليه‏السلام »(9)

سوزش ماجراي كربلا، اشك حضرت آدم را جاري ساخت.(10) و نفرين حضرت موسي عليه‏السلام بر قاتل او را به گوش ملائك رساند.(11) روزي كه سليمان نبي عليه‏السلام بر فرش خود در حال گذر از سرزمين كربلا بود، دچار حادثه‏اي سخت گرديد. چون از علت آن پرسيد و داستان دلخراش كربلا را شنيد. دستان خود را سوي آسمان بلند كرد؛ يزيد را لعن كرد و همراه او تمامي انس و جن آمين گفتند.(12) چون عيسي با حواريون خود از مسيري رد مي‏شد. خود را با شيري قوي پنجه رو به رو ديد كه راه را بر آنان بسته و تقاضاي لعن و نفرين بر قاتلان حسين عليه‏السلام دارد. هنگامي كه حضرت مسيح در باره شخصيت امام حسين عليه‏السلام پرسيد: و آن حيوان با زباني فصيح و گويا سيد شهيدان عليه‏السلام را توصيف كرد، عيسي عليه‏السلام با حزني فراگير، قاتلان امام را لعن كرد. تمامي حواريون آمين گفتند.(13)

پيش از ميلاد اباعبداللّه عليه‏السلام در باره شباهتهاي حضرت يحيي و امام حسين عليه‏السلام سخنان بسيار به ميان آمد، جبرائيل تربت كربلا را براي رسول خاتم حضرت محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله آورد و پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله با غمي جانسوز به انبوه ستم و بزرگي مصيبتي كه بر فرزندش وارد مي‏شود، گريست.(14)

آري، قطره‏اي اشك در ماتم شخصيتي چون امام حسين عليه‏السلام و به خاطر فاجعه‏اي همانند كربلا، چنان آثار عميق و گسترده‏اي خواهد داشت كه درياهاي آتش عذاب را خاموش و سراپرده وجود آدمي را گلستان لطف و رحمت الهي خواهد كرد. از اينرو، امام صادق عليه‏السلام فرمود:

«كل الجزع و البكاء مكروهٌ سوي الجزع و البكاءٌ علي الحسين عليه‏السلام »(15)

هر ناله و گريه‏اي ناپسند و مكروه است، مگر ناليدن و گريستن بر حسين عليه‏السلام .

چنين مصيبت هولناكي بود كه زلزله‏اي طاقت سوز در پيكر مبارك امام سجاد عليه‏السلام ايجاد كرد. آن حضرت، پس از ماجراي كربلا، بيست سال مي‏گريست و با نگاه به آب يا جوان يا ذبح حيوان و دادن آب به ياد گوشه‏هايي از ستم ستمگران در سرزميني نينوا و عطش افراد افتاد، گريه مي‏كرد.(16)؛ حتي جمادات و حيوانات نيز از چنان صحنه‏هاي درد آلود، تحمل از دست داده، به سوگواري پرداختند.(17)

/ 5