فلسفه اشک (2) نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

فلسفه اشک (2) - نسخه متنی

احمد لقمانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

گويا سخن تمامي شيفتگان و درس آموزان كربلا حضور اباعبداللّه الحسين عليه‏السلام اين است:

«ز گريه مردم چشمم نشسته در خون است ببين كه در طلب حال مردمان چون است(18) 4 ـ تجديد بيعت با امام حسين عليه‏السلام

اشك زبان دل و فرياد مظلوميت است و رسالت گريه نوعي تجديد بيعت و همرنگي با محبوب و جلوه‏اي از پاسداري از خونه شهيد شيعيان و پيروان اباعبداللّه عليه‏السلام افزون بر بينش روشن خويش با منطق و استدلال، آينه قلب خود را نيز با زلال عشق و شوق غبار روبي مي‏كنند و با اشك خويش با امام خود براي خود سازي، خدا ترسي، گناه گريزي، اقامه و احياي نماز، امر به معروف و نهي از منكر، عزت نفس، گريز از ذلت و زبوني و مبارزه با باطل و ستمگر پيمان مي‏بندند؛ و در اين راه، با قاطعيت و صلابت در راه عقيده و با روحيه ايثار و شهادت طلبي به جهادي مقدس و كربلا گونه مي‏پردازند.

بيعت سوگواران و گريستن عزاداران حسيني، بيعتي ناگستسني در راه حفظ عقايد ديني و پاي بندي به ارزشهاي اخلاقي است؛ و چون امام حسين عليه‏السلام الگوي بي‏همتا براي آنان است، ايجاد عاطفه و عشق با اشك چشم، زمينه ساز آن بيعت و مقدمه اين سنخيّت و دلدادگي است. همانگونه كه سيدالشهداء عليه‏السلام هنگام حركت از مكه به سوي كربلا، كساني را به همراهي خويش در اين سفر مقدس و نهضت خدايي دعوت كرد كه اهل فدا كردن جان در راه ائمه عليهم‏السلام باشد:

«من كان فينا باذلاً مهجته موطناً علي لقاء اللّه نفسه فليرحل معنا...»(19)




  • شيعه بايد آبها را گل كند
    خط سوم خط سرخ اولياست
    شيعه يعني تشنه جام بلا
    شيعه يعني امتزاج نار و نور
    شيعه يعني رأس خونين در تنور



  • خط سوم را ز خون كامل كند
    كربلا بارزترين منظور ماست
    شيعگي يعني قيام كربلا
    شيعه يعني رأس خونين در تنور
    شيعه يعني رأس خونين در تنور



شيعه يعني هفت وادي اضطراب شيعه يعني تشنگي در شط آب(20) آري، اشك، سر فصل محبّت و مودّت و بر خاسته از عشقي است كه خداوند در دلها قرار داده است.

رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله در اين باره فرمود:

«انَّ لقتل الحسين حرارةً في قلوب المؤمنين لا تبرد ابداً»(21)

براي شهادت حسين عليه‏السلام گرمايي در دلهاي مؤمنان است كه هرگز سرد و خاموش نمي‏شود.

امروز اشك رابطه ما با حسين عليه‏السلام است. و ما با شوري اشكهايمان بر خوان محبّت سيدالشهداء نشسته‏ايم و اشك پرورده اباعبداللّه عليه‏السلام

اشك، سر فصل محبّت و مودّت و بر خاسته از عشقي است كه خداوند در دلها قرار داده است.

هستيم. اين مهر با شير مادر درجان ما وارد شده، با جان هم به در مي‏شود.(22)

به راستي آيا مي‏توان براي چنين بيعتي عشق آميز ـ از دوران كودكي تا هنگام مرگ و بدرود حيات ـ جايگزين غير از اشك يافت. گوهراهايي شفاف از شوق و زلال از زمزم معرفت و شعور كه چون بر صفحه صورت مي‏ريزد، سبكبالي، طراوت، نشاط و معنويتي بيرون از توصيف به ارمغان مي‏آورد و ما را جرعه‏هايي جاويد از فرات بيداري، بالندگي و تابندگي مي‏بخشد.

آنان كه با اشك خود چنين بيعتي با امام حسين عليه‏السلام مي‏بندند، خداوند، از بي‏كران رحمت و عنايت خويش، آبشاري از مغفرت بر آنها ريزان مي‏سازد؛ گناهانشان را آمرزيده، از گذشته آنان چشم مي‏پوشد و آينده اي روشن و تابناك از توفيق و معرفت نصيبشان مي‏سازد.

آيا چنين رحمت و بركتي از پروردگاري بزرگ به خاطر محبوبي چون حسين عليه‏السلام و به پاس حفظ حماسه كربلا، عمق فاجعه عاشورا، يكرنگي و سنخيّت با اباعبداللّه و تجديد بيعت با آن حضرت در راه بندگي و عبوديت خداوند، باور نكردني و دور از واقعيت است؟! يا آنكه بسياري از ما نگرش كوتاه، بينشي ناقص و ديدي ضعيف داريم و از پي آمدهاي ارزشها و يا حقيقت احكام آگاهي كامل نداريم؟

بدون شك سيره معصومان عليهم‏السلام روش عالمان و انديشمندان ديني در طول تاريخ و حركتها و عزاداريهاي سنّتي و همراه با شور و حماسه، شعله‏هاي روشنگري عاشورا را حفظ كرده و ستمگران عصرهاي مختلف را با توفانهاي ستم سوز مردمي رو به رو ساخته است.

اگر حضرت آيت اللّه العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري(ره) هر روز پيش از شروع درس با ذكر مصايب امام حسين عليه‏السلام توسط ذاكر حسيني و همراه با اشك ديدگان درس خود را شروع مي‏كرد و يا حضرت آيت اللّه العظمي بروجردي(ره) هر سال به برگزاري جلسه روضه و حضور در محفل اباعبداللّه الحسين عليه‏السلام همت مي‏گماشت و يا حضرت امام خميني قدس‏سره عاشقانه بر زمين نشسته و با نخستين سلام مرحوم حجة‏الاسلام كوثري به ساحت مقدس سيدالشهداء گريستن آغاز مي‏كرد: همه و همه براي حفظ شعارهاي ديني و ارزشهايي انقلابي بوده است. مگر نه اين است كه ما هرچه داريم از عاشورا و عاشوراييان داريم؛

مه بارقه‏اي است در شبستان حسين شب حادثه‏اي ز درد پنهان حسين هر صبح ز دامن افق خون آلود خورشيد برآيد از گريبان حسين (23)

/ 5