چكيده: - آداب جنگ یا تقوای جنگی در اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

آداب جنگ یا تقوای جنگی در اسلام - نسخه متنی

محسن حکیم

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

چكيده:

مطالعه و دقت در آداب جنگ در اسلام، اين حقيقت را آشكار مي كند كه آنچه امروزه در نظام حقوق بين المللي مورد تأكيد قرار گرفته، چهارده قرن بيشتر در متن تعاليم اسلام وجود داشته است. اهميت اين امر مخصوصا از اين جهت است كه در آن روزگار نه نامي از حقوق بشردوستانه - قواعد مربوط به رعايت حقوق بشر در زمان جنگ - در ميان بود و نه محتواي آن مورد نظر.

با توجه به گستردگي اين مقررات و مباحث مرتبط با آن، در اين مقاله صرفا به برخي از آداب جنگ در اسلام يا مظاهر تقواي جنگي و مقايسه آنها با قواعد حقوق بشر دوستانه امروز اشاره شده است.

كليد واژه ها: حقوق بشردوستانه، اعلان جنگ، اسراي جنگي، منّ و فداء، جنايات جنگي.

فرهنگ اسلام نخستين مبدأ تدوين قواعد انسان دوستانه بين المللي بوده است (محقق داماد، 152) و اگر بگوييم هر رفتار غيرمشروع عليه زخمي ها و مجروحين و كليه افرادي كه تحت حمايت كنوانسيونهاي موضوعه هستند مخالف اسلام است، گزاف نگفته ايم (همو، 183). اين در حالي است كه در اديان ديگر - كه البته متأسفانه تحريف شده اند - نه تنها بر حقوق بشردوستانه تأكيد نشده است، بلكه ترغيب و تشويقهاي فراواني جهت سركوب بي قيد و شرط طرف مقابل صورت گرفته است.

در عهد قديم يهود آمده است كه «اگر وارد شهري شدي، تمام ساكنان آن شهر (از زن و مرد و كودك و پير) را از دم تيغ مي گذراني و حتي چهارپايان آن را نيز از بين مي بري و سپس تمام اثاثيه شهر را در وسط آن جمع كرده، آتش مي زني و در پايان، شهر را نيز به آتش مي كشي و ويران مي كني»(زحيلي، آثارالحرب، 44؛ نواوي، 123؛ علي منصور، 331، 379). پرواضح است وقتي نگرش تئوريك ديني به حقوق بشر اينگونه باشد، كردار رزمندگان چگونه خواهد بود.

متأسفانه علي رغم اينكه مقررات اصيل مسيحي از هرگونه استفاده از زور به دورمي باشد، كشيشان و پاپهاي مسيحي براي نشر عقايد و حفظ جايگاه خويش، به ارتكاب فجيع ترين جنايات بشري دست زده اند و بويژه در قرون وسطي با تشكيل دادگاههاي تفتيش عقايد يا انگزيسيون، گرايشات به دور از انصاف خود را به منصّه ظهور رساندند. دكتر گوستاولبون (333) در اين زمينه مي نويسد: «فرديناند گر چه در ابتدا در زبان و مذهب به اعراب آزادي داد، ولي در سال 1499م پيماني را كه در اين باره با مسلمانان بسته بود، شكست و شروع به تعّدي و آزار آنها نمود كه تا چند قرن ادامه يافت و بالاخره منجر به ريشه كن شدن مسلمين و اعراب گشت. نخست مسلمانان را به زور وادار به قبول دين مسيح كردند؛ سپس محكمه هاي تفتيشي آنها حكم به سوزانيدن اين مسيحيان تازه داد، به بهانه اينكه واقعا به دين مسيح در نيامده اند. و البته اين كار به تدريج صورت مي گرفت، زيرا نمي توانستند چندين ميليون عرب و مسلمان را يكباره بسوزانند. از اين رو كشيش بزرگ طليطله كه در ضمن، رئيس محكمه هاي تفتيش نيز بود، دستور داد تمام عربهايي كه دين مسيح را نپذيرفته اند، از پيرو جوان و زن و مرد و كوچك و بزرگ، همه را گردن بزنند». اين در حالي است كه مسلمانان در برخورد با مسيحيان، بسيار نرمخو و مهربان بودند، به حدي كه بسياري از مستشرقين مسيحي بدان اذعان كرده اند. مثلاً روبرتسون1 در كتابي كه در تاريخ شارل پنجم نوشته است، مي گويد: «تنها مسلمانان هستند كه با عقيده محكمي كه به دين خود دارند، يك روح سازش و تسامح نيز به اديان ديگر در آنها هست؛ اينان با اينكه دين خود را با شمشير پيشرفت دادند، ولي هر كس در دين آنها رغبتي نداشت او را به حال خود مي گذاردند تا اگر خواست بپذيرد وگرنه در دين خود بماند»(همو، 146). البته معلوم نيست كه چگونه اسلام به وسيله شمشير فراگير شد، در حالي كه به اعتراف روبرتسون، آزادي عقيدتي را محترم مي شمرد. ميشود2 نيز مي نويسد: «همان قرآني كه دستور به جهاد داده، نسبت به اديان ديگر سهل انگاري و مسامحه كرده و كشيشان و رهبانان و خدمتكاران آنان را از دادن جزيه معاف داشته است و پيغمبر اسلام كشتن رهبانان را به خاطر اينكه سرگرم عبادت هستند، قدغن كرد. مسلمانان در زمان عمر بن الخطاب كه بيت المقدس را فتح كردند هيچگونه آزاري به نصاري نرساندند، ولي بر عكس، هنگامي كه نصاري اين شهر را گرفتند با كمال بيرحمي، مسلمانان را قتل عام كردند و يهود وقتي بدانجا در آمدند، بي باكانه همه را سوزاندند»(همو، 147). ملاحظه مي شود كه خود دانشمندان غربي و مسيحي نيز به اين موضوع اعتراف مي نمايند.

در حقوق بشردوستانه معاصر، قواعدي مشخص براي چگونگي جنگ و مقررات حاكم بر آن معين شده كه برخي آن را در سه قاعده: تفكيك بين نظاميان و غير نظاميان، حفظ محيط زيست و منع رنج و درد زايد خلاصه نموده اند(هنجني، تقريرات درس متون مخاصمات مسلحانه). اما گروهي ديگر اصل تناسب و حقوق دول بي طرف را نيز اضافه نموده اند(ممتاز، تقريرات درس دوره عالي تخصصي سياسي). به هر ترتيب، اين قواعد زير ساختارهاي حقوق انسان دوستانه در جنگ را تشكيل مي دهد كه در مقررات اسلامي نيز به صورت شفاف به اين موارد اشاره شده است.

56، 119، 120؛ الظالمي، 74؛ زحيلي، العلاقات الدوليّة في اسلام، 67؛ مكي، 265). حضرت پيامبر اكرم (ص) در اين زمينه فرموده اند: «اغزوا باسم الله و في سبيل الله...اغزوا و لا تغلوا و لا تغدروا و لا تمثلوا و لا تقتلوا وليدا»؛ يعني «با نام خدا و در راه خدا پيكار نماييد...بجنگيد اما غل و غش مورزيد و خيانت و غدر مكنيد و مثله نكنيد و كودكان را نكشيد»(عبدالباقي، 53). همچنين مي فرمودند: «لا تمثلوا حتي بالكلب العقور»؛ يعني «حتي سگهاي هار را مثله نكنيد». در حديث ديگري از پيامبر رحمت (ص) آمده است كه: «لا تغلوا و لا تمثلوا و لا تغدروا و لاتقتلوا شيخا فانيا و لاصبيا و لاامرأة» (طي، 146؛ ابواتله، 115؛ باناجه، 102؛ علي منصور، 313)؛ يعني «غل و غش مورزيد و مثله نكنيد، غدر مكنيد، پير مرد فرتوت و كودك و زن را مكشيد». بنابراين، همه فقيهان، چه شيعه و چه سني، اتفاق نظر دارند كه در جهاد با كافران، كشتن پيرمردان و پيرزنان و خردسالان و همه آناني كه از عرصه معركه بر كنار هستند، جايز نيست و مسلمانان حق ندارند آنها را بكشند(اسماعيلي، 104، زحيلي، آثارالحرب، 497؛ ابويوسف، 195). جالب اينكه اسلام اهميت خاصي به راهبان مي دهد و تا موقعي كه آنان در عبادتگاههاي خود مستقر هستند و در جنگ شركت ندارند، از هر گزندي در امان مي باشند. همچنين كشاورزان و صنعتگران و پيشه وران و ساير افرادي كه دخالتي در جنگ ندارند، از آثار مخرب جنگ در امان هستند (ابواتله، 185). همچنين مسلمانان از تخريب اماكن عبادت يهوديان و مسيحيان منع شده اند(علي منصور، 320). جالب اينكه قرآن يكي از اهداف جنگ را حفظ اماكن عبادت (از جمله محل عبادت مسيحيان و يهوديان) مي داند(حج، 40).

/ 6