ب - قاعده حفظ محيط زيست (اكولوژيك) - آداب جنگ یا تقوای جنگی در اسلام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

آداب جنگ یا تقوای جنگی در اسلام - نسخه متنی

محسن حکیم

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

مقررات حقوق بشردوستانه اسلام نه تنها در سنت مورد توجه قرار گرفته، حتي در قرآن نيز كه قطعي الصدور و مهمترين منبع مقررات اسلامي است، بر آن تأكيد شده است. مثلاً در آيه 190 از سوره بقره مي خوانيم: «و قاتلوا في سبيل الله الذين يقاتلونكم و لا تعتدوا ان الله لا يحب لا المعتدين». در اينجا عبارت «الذين يقاتلونكم» مشخص كننده طرف جنگ مي باشد. بنابراين، اشخاصي كه با مسلمانان جنگ نمي كنند، مانند كهنسالان يا خردسالان يا زنان يا راهبان يا كشاورزان و يا صنعتگران، نمي توانند طرف جنگ واقع شوند. همچنين در آيه 205 از سوره مباركه بقره آمده است: «و اذاتولي سعي في الارض ليفسد فيها و يهلك الحرث و النسل و الله لا يحب الفساد». محل شاهد «والله لا يحب الفساد» است كه كشتن غير جنگجويان بي ترديد از مصاديق فساد مي باشد. بنابراين در هيچ شرايطي (مگر شرايط استثنايي) نبايد قاعده مهم تفكيك بين نظاميان و غير نظاميان خدشه دار شود، زيرا پيامد آن فساد خواهد بود كه مورد مذمت خداوند قرار گرفته است.

در آيه 8 از سوره مائده نيز مي خوانيم: «يا ايهاالذين آمنوا كونوا قوامين لله شهداء بالقسط و لا يجرمنّكم شنئان قوم علي الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوي ان الله خبير بما تعملون». اين آيه بر عدل و قسط تأكيد كرده و حتي تجاوز دشمن را دليلي براي عدم اجراي عدل ندانسته است. ازاين رو نظر به اينكه كشتن غير نظامياني كه هيچ دخالتي در جنگ ندارند، عين ظلم مي باشد، مسلمانان مأمور به اجتناب از آن هستند.

ب - قاعده حفظ محيط زيست (اكولوژيك)

در باره قاعده اكولوژيك، در حقوق بشردوستانه اسلام مقررات كاملي وجود دارد كه قطع درختان يا تخريب پلها و زيرساخت اقتصادي را جز در صورت ضرورت فزاينده جايز نمي داند. امام صادق (ع) فرمود: پيامبر اكرم (ص) وقتي در صدد بود گروهي را براي جنگ اعزام كند، آنان را در كنار خود مي نشاند و به آنان مي فرمود:«با نام خدا و براي رضاي خدا و برطبق روش رسول خدا حركت كنيد، غل و غش نكنيد و مثله و غدر را پيشه كار خود نسازيد و پير مرد فاني و كودك و زن را مكشيد و هيچ درختي را قطع نكنيد، مگر اينكه مجبور به قطع آن شويد»(حر عاملي، 15/58). در حديث ديگري از امام صادق (ع)، وصاياي پيامبر اكرم(ص) به جنگجويان مسلمان اينگونه بيان شده است: «...و لا تحرقوا النخل و لا تغرقوه بالماء و لا تقطعوا شجرة مثمرة و لا تحرقوا زرعا لانكم لاتدرون لعلكم تحتاجون اليه و لا تعقروا من البهائم مما يؤكل الا ما لابد لكم من اكله»(همان، 59)؛ يعني «هيچ نخلي (درخت خرما) را آتش نزنيد و آن را در آب غرق نكنيد و هيچ درخت ثمردهي را قطع نكنيد و هيچ زراعتي را آتش نزنيد، زيرا شايد شما به آن نيازمند شويد و هيچ چهارپايي را كه گوشت آن قابل خوردن باشد، از بين نبريد مگر آنكه براي خوردن به آن نياز داشته باشيد». بنابر اين، اسلام حتي كشتن حيوانات را مگر براي ضرورت سد جوع منع نموده است (محقق داماد، 186؛ نواوي، 88). در حديثي از پيامبر اسلام (ص) كه در كتاب سنن بيهقي آمده، بيان شده است: (لا تهدموا بيتا و لا تعقرن شجرا يمنعكم قتالاً او يحجز بينك و بين المشركين)(نواوي، 139)»؛ يعني «خانه اي را ويران نسازيد و درختي را قطع نكنيد، مگر درختي كه شما را از جنگ باز دارد و يا بين شما و مشركين (متجاوز) مانعي ايجاد كند.» البته برخي از فقها انجام اين عمل را مكروه دانسته اندنه حرام (محقق حلي، 2/236؛ محقق كركي، 3/385؛ نجفي، 21/66؛ شهيدثاني، 2/392). اما اجماع فقها را مي توان بر امور ذيل محقق دانست:

1 ـ اصل در حقوق بشردوستانه اسلام عدم قطع درختان و تخريب بناهاست، مگر اينكه ضرورتي اين اصل را خدشه دار سازد.

2 - سخنان فقهاي عظام در زمينه امكان قطع درختان و تخريب بناها محدود به ضروريات جنگي مي شود و تصور اينكه منظور آنان جواز در اصل تخريب بدون هيچ دليل يا ضرورتي باشد، به دور از واقعيات است(ابواتله، 187). جالب اينكه حتي اصحاب رسول اكرم (ص) نيز همين شيوه را برگزيدند و به ياران خودتوصيه مي كردند كه از ضرر رساندن به محيط زيست و حيوانات جدا خودداري كنند. خليفه اول در سفارش خود به اسامة بن زيد مي گويد: «لا تخونوا و لاتغلوا و لا تغدروا و لا تمثلوا و لا تقتلوا طفلاً صغيرا و لا شيخا كبيرا و لاامرأة و لا تقطعوا نخلاً و لا تحرقوه و لا تقطعوا شجرة مثمرة و لا تذبحوا شاة و لا بقرة و لا بعيرا الالمأكلة و سوف تمرون علي قوم فرغوا انفسهم في الصوامع فدعوهم و ما فرغوا انفسهم له»(علي منصور، 304)؛ يعني «خيانت و غل و غش و مثله مكنيد و كودكان كوچك و پيرمردان كهنسال و زنان را نكشيد و هيچ درختي را قطع نكنيد و يا آتش نزنيد و هيچ درخت ثمردهي را از جا نكنيد و هيچ گوسفند و يا گاو يا شتري را مگر براي خوردن ذبح نكنيد. شما بر قومي خواهيد گذشت كه تمام وقت خود را صرف در صوامع (كليساها) كرده اند؛ پس آنان را به حال خود و آنچه انجام مي دهند، واگذاريد».

امّا متأسفانه علي رغم وجود اين مقررات ارزشي و متعالي، برخي از گروههاي افراطي با طرز تفكري راديكاليستي و به دور از مقررات اصيل اسلامي، بر خلاف باورها و هنجارهاي ديني گام برداشته اند. از جمله اين گروهها، گروه طالبان است كه به هيچ يك از مقررات اسلامي اعتنايي نكرده و دست به ارتكاب فجيع ترين جنايات زده است. در گزارش «چونگ هيون پاپك»، گزارشگر ويژه سازمان ملل، در مورد وضعيت حقوق بشر در افغانستان كه به كميته سوم مجمع عمومي ارائه شده، آمده است: «بنا بر اطلاعاتي كه از منابع موثق به دست آمده است، بعد از تصرف شهر مزارشريف در تاريخ 8 اوت 1998 به دست طالبان و گروههاي متحد با آن، كشتار و فجايع ديگر در اين شهر شروع شد ... در اولين روز تصرف شهر، نيروهاي طالبان با مسلسل به سوي هر جنبنده اي در شهر شليك كردند و حتي به كساني كه از پنجره خانه خود ناظر وقايع بودند نيز رحم نكردند. در اين كشتار، مردان، زنان، كودكان و سالخوردگان بدون اينكه هويت قومي يا مذهبي آنها در نظر گرفته شود، جان خود را از دست دادند. سربازان طالبان حتي به سوي حيواناتي مثل الاغ، بز و گوسفند شليك كردند»(روزنامه جمهوري اسلامي، شم 5617، 1377ش).

ج - اعلان جنگ:

براساس قواعد حقوق بشردوستانه، در اسلام جنگهاي ناگهاني و بدون اعلام ممنوع است، زيرا ممكن است كه دشمن پس از اعلام جنگ از سوي مسلمانان، خواسته هاي آنان را برآورد و احتمال وقوع جنگ منتفي گردد. امّا اگر پس از سه روز از اعلام جنگ، اهداف مسلمانان محقق نشود و دشمن همچنان بر تجاوزگري و عناد خود اصرار ورزد، بايد با او جنگيد (نواوي، 114؛ طي، 133؛ علي منصور، 297؛ ابواتله، 195؛ باناجه، 15، 100). حضرت پيامبراكرم(ص) در اين زمينه فرموده اند:«تألفوا الناس و تأنوا بهم، و لا تغيروا عليهم حتي تدعوهم...»(ابواتله، 188)؛ يعني «با مردم مهربان باشيد و با صبر و حوصله با آنان برخورد كنيد و تا آنان را به اسلام نخوانديد، به ايشان حمله نبريد». جالب اينكه وقتي صحابي جليل القدر، سلمان فارسي، به جنگ ساسانيان رفت، پيش از آغاز جنگ به لشكريان اسلام گفت: «دعوني ادعهم كما رأيت رسول الله (ص) يفعل»؛ يعني«به من اجازه دهيد تا آنان (سپاهيان دشمن) را همانگونه كه رسول خدا(ص) دعوت مي نمود، دعوت كنم». سپس رو به لشكر ساساني كرد و گفت: من مردي از شما هستم كه اسلام آوردم، پس ملاحظه مي كنيد كه چگونه اعراب مرا اكرام مي كنند و شما اگر اسلام بياوريد، آنچه براي مسلمانان است، براي شما نيز خواهد بود و آنچه كه بر آنان است، بر شما نيز خواهد بود و اگر ابا كنيد (از اينكه مسلمان شويد)پس بايد جزيه بپردازيد (زيرا آنان زرتشتي و از اهل كتاب بودند) و اگر از دادن جزيه نيز امتناع كنيد، با شما خواهيم جنگيد. وي اين دعوت را سه روز تكرار كرد، اما چون نتيجه اي حاصل نشد، روز چهارم مسلمانان را به پيكار با آنان فراخواند(نواوي، 115).

اعلام جنگ و دعوت دشمنان پيش از آغاز پيكار، چندان مهم است كه چنانچه عدم آن موجب قتلي شود، مرتكب قتل، بايد ديه بپردازد (ماوردي، 38؛ باناجه، 103؛ علي منصور، 297).

در مورد اين اصل مهم اسلامي، پروفسور ميشل دي توپ3 اظهار مي دارد: «ما تاريخ تشريع اصل اعلام جنگ را عصر حاضر مي دانيم كه به عنوان قاعده بين المللي در سال 1907 در كنفرانس دوم لاهه به تصويب رسيد. اين اصل از اصول جوانمردي و مردانگي است كه در قرون وسطي هيچ اثري از آن يافت نمي شود، ريشه هاي اين اصل را بايد در شرق اسلامي جستجو نمود»(علي منصور، 298). با اين وصف، در زمان تدوين مواد مربوط به لزوم اعلام جنگ پيش از مبادرت به آن، در كنفرانس 1907 لاهه، بحث ميان كشورها وجود داشت كه پس از چه مدتي بعد از اعلام جنگ، دولتها حق آغاز تهاجم مسلحانه را خواهند داشت؟ پيشنهاد هلند مبني براينكه حداقل 24 ساعت بعد از اعلام جنگ، مي توان اقدام به حمله مسلحانه نمود رد، و مقرر شد كه بلافاصله پس از اعلام جنگ، امكان هجوم مسلحانه و نظامي وجود داشته باشد و اين در حالي است كه در اسلام اين مدت تا 3 روز پيش بيني شده است (نواوي، 115). البته حقوق بين الملل معاصر اعلام جنگ را به دو قسمت: 1 - داراي اثر فوري، 2 - داراي اثر مقيد و مشروط، تقسيم كرده است. در اعلام جنگي داراي اثر فوري، به محض اعلان، حمله مسلحانه آغاز مي گردد. اين اعلان علي الاصول بايد مستند باشد، حتي اگر دليل و توجيه، آشكارا نادرست باشد. اما قسمت دوم كه به اولتيماتوم نيز معروف است، عبارت است از اخطاري كه به طور قاطع به دولت متقابل كتبا ابلاغ مي شود و منظور از آن، اجابت بعضي امور (عمل مثبت يا خوداري از عمل) در مدتي (معمولاً) كوتاه است كه در صورت اجابت نشدن خواسته ها خود به خود با انقضاي مهلت، حالت جنگ پديد مي آيد. اولتيماتوم ممكن است به شكل يك اعلام جنگ مشروط يا توأم با تهديد و همراه با اخطار مؤجل باشد. البته با وجود اين مقررات، متأسفانه جنگهاي جديد مانند جنگ اسرائيل و اعراب در 1967، جنگ عراق و ايران (حمله عراق در سپتامبر 1980) و جنگ بين انگلستان و آرژانتين در 1982 بدون اعلام قبلي پيش آمد(روسو،1/40 - 44). تمام اعلانهاي جنگي اسلام مدت دار و مشروط است (البته نه الزاما كتبي)، بويژه اگر دعوت به اسلام براي دشمن بازگو نشده باشد كه در اين صورت آغاز جنگ حتما بايد مشروط و مقيد به دعوت باشد. اين اصل مبناي قرآني نيز دارد. در آيه 58 از سوره انفال مي خوانيم: «و اما تخافن من قوم خيانة فانبذ اليهم علي سواء ان الله لا يحب الخائنين»؛ يعني «و هر گاه (با ظهور نشانه هايي) از خيانت گروهي بيم داشته باشي، به طور عادلانه بر آنها اعلام كن (كه پيمانشان لغو شده)، زيرا خداوند خائنان را دوست ندارد».

/ 6