بیشترلیست موضوعات معرفت بيواسطه در ديدگاه فرگه اشاره رهيافت روانشناختي اشكالات فرگه بر رهيافت روانشناختي يك بحث انتقادي راه حل فرگه: معرفي معني معني چيست؟ يك بحث انتقادي دربارة معني علم حضوري نكات مقايسهاي منابع توضیحاتافزودن یادداشت جدید
اگر انسان به جاي اينكه خود اشيا و امور را بررسي كند فقط تمثلات ذهني آنها، [يعني] تصورهاي را بررسي كند، طبيعي است كه همة تمايزات عيني از دست ميروند و در عوض تمايزات ديگري مطرح ميشوند كه به طور كامل بيارزشاند (Frege, 1997 b , V.I, P. 201).وي در ادامه ميگويد:صدق نزد من چيزي عيني و مستقل از كساني است كه حكم و تصديق ميكنند، [ امّا ] نزد منطقدانان روانشناسيگرا اين طور نيست (Frege, 1997 b, P. 204).يا ميگويد: من قلمروي عيني (objective) امّا غيرمادّي (actual ـ non ) را ميپذيرم، در حالي كه منطقدانان روانشناسيگرا به طور خودكار تصور ميكنند كه امر غيرمادّي، ذهني [و شخصي] است (Frege, 1997 b, P. 204 – 205).فرگه در اين عبارتها از ابتلاي منطق سنّتي به رهيافت روانشناختي سخن ميگويد. وي بر اين نكته تأكيد ميكند كه منطقدانان روانشاسيگرا به جاي اينكه به امور عيني مستقل از ذهن و روان بپردازند، تمثيلات و تصورهاي ذهني را بررسي ميكند؛ براي مثال صدق را كه دغدغة اصلي منطقدانان است، امر ذهني و شخصي ميدانند. در نظر فرگه، منطقدانان سنّتي تصور ميكنند كه اگر چيزي ذهني نبود بلكه عيني و مال مشاع (common property) اذهان مختلف بود، بايد بر حواس تأثيرگذار باشد و گويا ممكن نيست كه چيزي هم عيني، مستقل و بيرون از ذهن شخص باشد و هم نتوان آن را با چشم مشاهده كرد، با گوش شنيد يا به شيوة ديگري آن را احساس كرد؛ يعني اگر چيزي خارج از ذهن است، مادّي و بر حواس هم مؤثر است. به دليل همين پندار، منطقدانان سنّتي اموري مانند صدق، قضيه، مفهوم و غيره را ذهني ميدانند. فرگه با اين ديدگاه مخالف است و معتقد است كه عيني بودن، مساوي با مادّي و مؤثر بر حواس بودن نيست . (روشن است كه اين پندار كه اگر چيزي عيني بود، بايد موثر بر حواس و مادّي هم باشد، در سنّت فكري مسلمانان جايگاهي ندارد و مردود است). فرگه در مقام اثبات اين ادّعاي خود كه امر عيني ضرورتاً مادي و مؤثر بر حواس نيست، به عدد رو ميآورد و با بررسي دربارة آن، نشان ميدهد كه چيزي وجود دارد كه عيني است، امّا با حواس ترك نميشود و مادي نيست .(Frege, 1960, P. 36 – 37 & Frege, 1997 b).