طرفش هجوم آوردند كه نفرين علي چه بوده و براي چه تو را نفرين كرده است.افشاي اين راز براي اَنَس كه تا به حال آن را به كسي نگفته بود، مشكل بود و از پاسخ دادن به اين سؤال
عذرخواهي كرد.ولي حقيقت بايد آشكار شود، بايد مردم بدانند كه كسي ممكن است ريش خود را در راه اسلام سفيد كند و
داراي سوابق درخشاني باشد، ولي به خاطر دنياپرستي حقايق را كتمان كند....بالأخره اَنَس در برابر سيل اعتراضات و اصرار شاگردان، ناچار به افشاي اين راز نودساله گرديد و گفت:هركس در جاي خود آرام گيرد تا علّت اين گرفتاري را بگويم. مي دانيد چرا من گرفتار اين بيماري شدم.روزي من با ابوبكر و عمر و عثمان و طلحه و زبير و ... همراه با على، به اعجاز رسول اكرم(ص) به جايگاه
اصحاب كهف رفتيم. اولي و دومي به آن ها سلام كردند، جواب ندادند... چون نوبت به على(ع) رسيد و سلام كرد،
بلافاصله جواب او را به عنوان وصي رسول اكرم(ص) دادند. على(ع) پرسيد: چرا جواب آن ها را نداديد گفتند:ما مأموريم كه جواب سلام كسي جز پيامبر و يا وصي و جانشين او را ندهيم.از سفر برگشتيم، پيامبر رو به من كرد و گفت: داستان مسافرت شما را من برايت بگويم يا تو مي گويى گفتم:شنيدن آن از زبان شما شيرين تر و جالب تر است.پيامبر داستان را جزء به جزء شرح داد، چنان كه گويا همراه ما بوده است.سپس رو به من كرد و گفت: اگر روزي على(ع) راجع به اين داستان از تو گواهي طلبد، حاضري آنچه را كه ديده
اي بيان كنى گفتم: آرى.تا اين كه روز ياد شده فرا رسيد، روزي كه اگر (انس) حقيقت را بگويد، منافع مادي او به خطر مي افتد و
بايد محروميت ها را تحمل كند.در مجلسي كه ابوبكر نشسته بود و مردم در اطرافش حلقه زده بودند، على(ع) رو به انس كرد و فرمود: انس
داستان آن روز... را مي گويي و به آن گواهي مي دهى.گفتم: پير شده ام، قوه حافظه ام ضعيف شده، از اين رو آن را فراموش كرده ام.علي فرمود: اگر دروغ مي گويي و به خاطر مداهنت و مصلحت... حقيقت را كتمان مي نمايى، خداوند تو را به
بيماري برص (پيسى) و جوع (گرسنگى) گرفتار كند و چشمانت را كور نمايد.دعايش در هر سه مورد مستجاب شد.(12).
گرفتار سخت ترين كيفرها
امام صادق - عليه السلام - مي فرمايد: سخت ترين شكنجه هاي دوزخ براي دانشمندي است كه (در راه ايفايمسؤوليت) از دانش خود بهره نگيرد.(13).از رسول اكرم(ص) نقل شده است: بوي گند دانشمندي كه به دانش خود عمل نمي كند، اهل دوزخ را آزار مي دهد؛
همانا پشيمان ترين و پرحسرت ترين اهل جهنم دانشمندي است كه بنده اي را به سوي خدا بخواند و او اين
دعوت را بپذيرد و از خدا اطاعت بكند و در نتيجه، خدا او را وارد بهشت سازد، ولي آن دانشمند را بر اثر
عمل نكردن به مسؤوليت خود وارد جهنم گرداند.(14).
1.اصول كافى، ج1، ص38؛ بحارالانوار، ج1، ص220؛ منيةالمريد (به تحقيق رضا مختارى)، ص113.2.فضل العالم علي العابد سبعين درجة، بين كل درجتين حضر الفرس سبعين عاماً، و ذلك أن الشيطان يدع
البدعة للناس فيبصرها العالم فينهي عنها والعابد مقبل علي عبادته لايتوجّه لها و لا يعرفها
(بحارالانوار، ج2، ص24).3.بحارالانوار، ج2، ص5.4.منيةالمريد، (به تحقيق رضا مختارى) ص151.5.مطالب اين داستان اقتباس از روايتي است كه در تفسير قمى، ج1، ص248 از امام رضا(ع) نقل شده است.6.اعراف (7) آيه 176 (اللهث من الكلب ان يدلع لسانه من العطش).7.الميزان، ج8، ص 339.8.جمعه (62) آيه 5.9.بقره(2) آيه 159.10.احتجاج، ج2، ص458، با توضيحاتي از نگارنده.11.در نهج البلاغه، (خطبه 17) آمده است: (قد سماه اشباه الناس عالما و ليس به؛ شبيه مردم ها او را دانشمند
ناميده اند، ولي دانشمند نيست.).12.نهج البلاغه، خطبه 86.13.مجمع البيان، ج1، ص98؛ در نقل ديگري دارد: (رأيت ليلة اسري بي الي السماء قوما يقرضون شفاهم
بمقاريض من نار كلما قرضت ردت، فقلت يا جبرئيل: من هولاء قال: خطباء امتك...).14.سفينة البحار، ج1، ص179.15.تفسير برهان، ج2، ص457 (با تلخيص و توضيحاتي از نگارنده).16.اشد الناس عذاباً يوم القيامة عالم لا ينتفع من علمه بشيء (بحارالانوار، ج2، ص37).17.وإنّ أهل النار ليتأذّون من ريح العالم التارك لعلمه اشد اهل النار ندامة و حسرة رجل دعا عبداً الي
الله سبحانه فاستجاب له و قبل منه، فاطاع اللّه فأدخله الله الجنة و أدخل الداعي النار بتركه علمه
(بحارالانوار، ج2، ص34).