رو به پس پرده و بيدار باش
هر چه خلاف آمد عادت بود
قافله سالار سعادت بود
خلوتى پرده اسرار باش
قافله سالار سعادت بود
قافله سالار سعادت بود
بزداى زنگ و رنگ جام جهان نما را
يك اربعين به زندان بنشين تا بيابى
خير كثير حكمت هم درد و هم دوا را
تا بر تو عرضه دارد اسرار ماسوا را
خير كثير حكمت هم درد و هم دوا را
خير كثير حكمت هم درد و هم دوا را
آن كس كه ز كوى آشنائيست
داند كه متاع ما كجائيست
داند كه متاع ما كجائيست
داند كه متاع ما كجائيست
قم حسن حسن زاده آملى
14 10 1348 ه . ش