يك صبح به اخلاص بيا بر در ما
گر كام تو برنيامد آنگه گله كن
گر كام تو برنيامد آنگه گله كن
گر كام تو برنيامد آنگه گله كن
اى كه عاشق نئى حرامت باد
زندگانى كه مى دهى بر باد
زندگانى كه مى دهى بر باد
زندگانى كه مى دهى بر باد
در كوى ما شكسته دلى مى خرند و بس
بازار خود فروشى از آنسوى ديگر است
بازار خود فروشى از آنسوى ديگر است
بازار خود فروشى از آنسوى ديگر است
بر ضيافتخانه فيض نوالت منع نيست
در گشاده است و صلا در داده خوان انداخته
در گشاده است و صلا در داده خوان انداخته
در گشاده است و صلا در داده خوان انداخته
همتى بايد قدم در راه زن
غيرتى بايد به مقصد ره نورد
شرط راه آمد نمودن قطع راه
بر سر رهرو چه معجر چه كلاه
صاحب آن خواه مرد و خواه زن
خانه پرداز جهان چه زن چه مرد
بر سر رهرو چه معجر چه كلاه
بر سر رهرو چه معجر چه كلاه