بهاءالدينمحمد فرزند مؤيد بغدادى خوارزمى. نويسنده و شاعر. قرن 6 ه.ق. متوفّى پس از سال 588 ه.ق.
دربارهى شرح حال وى سخنها فراوان است. تذكرهنويسان آوردهاند كه وى منشى علاءالدينتكش خوارزمشاه (يا سلطانمحمد خوارزمشاه) و از نويسندگان، كاتبان و شاعران بزرگ ايران در عهد خود بود و در نظم و نثر مهارت داشت. وى در بغدادك خوارزم متولّد شد. سال ولادت و فوت وى به درستى آشكار نيست. وى برادر كوچكتر ابوسعيد شرف بن مؤيد بغدادى خوارزمى (عارف قرن 6 و 7 ه. ق) بود. برادران وى صاحب دانش بودند. پدرش نيز عارف بود و در ضرب و حساب مهارت داشت. وى با وجود برخوردارى از دانش، پيوسته مورد هجوم سختى و مشقات زندگى بود.
شمسالدينمسعود - وزير وقت - كه از وى آزردهخاطر بود وى را بارها رنجانيد. وى چندى توسط منگلىبيگ (غلام مؤيدآىابه) در حبس بود و اين امر پس از صلح بين سلطانعلاءالدين تكش و منگلىبيگ و سنجرشاه روى داد و وى از طرف سلطانعلاءالدين براى اتمام صلح به نزديك منگلىبيگ فرستاده شد و وى در سال 582 ه. ق توسط سلطانشاه خوارزمشاه (برادر تكش) به حبس افتاد تا اينكه در سال 585 ه. ق ميان دو برادر صلح روى داد و وى از زندان آزاد شد و به نزد تكش بازگشت. ميان وى و بهاءالدينمحمد بن على جوينى (پدر عطاملك جوينى) در حضور سلطانتكش، مباحثاتى روى داد. وى به حسن انشاء و مهارت در شعر شهرت داشت. اشعار وى زيبا و استادانه است. رضاقليخان هدايت (متوفّى 1288 ه.ق) سال فوت وى را به اشتباه 545 ه. ق ذكر كرده است كه نادرست است. آثار وى عبارتند از :
الف : مجموعه رسالات (5000 بيت)
ب : كتاب التوسل الى الترسل (در انشاء).
براى آگاهى بيشتر، مراجعه شود به رتاريخ ادبيات در ايران، ج 2، صص 7 - 973 , لبابالالباب، ج 1، ص 139 , تذكرهى مجمعالفصحاء، ج 1، ص 172 , تاريخ جهانگشاى جوينى، ج 2، ص 28 , تذكرهى هفتاقليم (جديد)، ج 1، صص 2 - 101 , تاريخ گزيده، ص 668. از اشعار اوست :