جمله" ليجزى ..." هم كه لامش لام غايت است متعلق به همين مطلب است، و معنايش اين است كه خلقت و تدبير عالم از آن خداست، غايت و نتيجهاش هم اين است كه كسانى را كه بد مىكنند جزا دهد ...، و مراد از جزا همان شؤون و خصوصيات قيامت است، كه قرآن كريم از آن خبر داده، و مراد از اسائه و احسان، معصيت و طاعت است و تقدير جمله" ما عملوا" جمله" جزاء ما عملوا" است، ممكن هم هست خود" ما عملوا" باشد، و معنا چنين باشد كه جزاى اعمالشان را خود همان اعمال را مىدهد، و مراد از حسنى هم همين طور، يعنى (يا) مثوبت حسنى است (و يا خود حسنى).
و معناى آيه اين است كه:
تا خدا كسانى را كه معصيت كردهاند به معصيتشان، و يا به جزاى معصيتشان كيفر دهد، و كسانى را كه اطاعت كردند به مثوبتى حسنى (و يا به خود حسنى) پاداش دهد، مفسرين در اين آيه احتمالات ديگرى دادهاند كه احتمال ما از همه بهتر به ذهن مىرسد و روشنتر است.
" الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّكَ واسِعُ الْمَغْفِرَةِ ..."
كلمه" اثم" به معناى گناه است، و اصل آن- به طورى كه راغب «1» گفته- به معناى عملى بوده كه دير به نتيجه و ثواب برسد.
و منظور از" كَبائِرَ الْإِثْمِ"، گناهان كبيره است كه به طورى كه در روايات ثواب الاعمال از عباد بن كثير النوا از امام ابى جعفر (ع) آمده، عبارت از هر گناهى است كه قرآن مرتكبش را تهديد به آتش دوزخ كرده باشد «2». و در تفسير آيه شريفه" إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ ..." «3» بحثى پيرامون آن كردهايم.
و كلمه" فواحش" به معناى گناهانى است كه خيلى شنيع و رسوا باشد، از آن جمله خداى تعالى زنا و لواط را دانسته، ولى بعيد نيست از ظاهر آيه برآيد كه در اينجا فواحش و كبائر يكى باشد.
و اما در باره معناى كلمه" لمم" اختلاف كردهاند:
بعضى «1» گفتهاند:
منظور از آن گناهان صغيره است.
(1) مفردات راغب، ماده" اثم". (2) ثواب الاعمال، ص 277، ح 2. (3) سوره نساء، آيه 31.