هان! بهوش باشيد كه دست از ريسمان اطاعت برگرفته ايد و با تجديد رسوم جاهليت ، دژ محكم الهى را درهم شكسته ايد. خداوند بر اين ا مت منت نهاد و به الفت آنان را با يكديگر پيوند داد، پيوندى كه در سايه ى آن زندى كنند و در پناه آن بيارامند. اين نعمتى است كه هيچ از آفريدگان بهايش را نمى داند، زيرا بهاى الفت و يگانگى از هر بهايى گرانقدرتر و از هر چيز پر ارزشى، باارزشتر است. و بدانيد كه شما پس از هجرت-و ادب آموختن از شريعت- به خوى باديه نشينى بازگشتيد و پس از پيوند دوستى دسته دسته شديد. با اسلام جز به نام آن بستگى نداريد و از ايمان جز نشان آن را نمى شناسيد. گويا مى خواهيد اسلام را واژگون كنيد با دريدن پرده ى حرمتش و شكستن پيمانش، پيمانى كه خداوند آنرا براى شما در زمين خود پناه و در ميان افريده هايش ايمنى و آسايشى قرار داده است و اگر شما به چيزى جز اسلام پناه ببريد، كافران با شما پيكار خواهند كرد، آنگاه نه جبرئيل ماند و نه ميكائيل و نه مهاجران و نه انصار كه شما را يارى كنند. راهى جز زد و خورد با شمشير نخواهيد داشت تا اينكه خداوند ميان شما داورى كند.
اميرمومنان "ع" پس از آنكه بيعت عمومى با وى صورت گرفت، در ضمن نخستين خطبه ى حكومتى خود بهبازگشت جاهلى مسلمانان اشاره كرد و فرمود:'الا و ان بليتكم قد عادت كهيئتها يوم بعث الله نبيه.' [ همان، كلام 16. ]
هشيار باشيد كه بليه و آزمايش كنونى شما به وضع و سامان همان روزى برگشته است كه خدا پيامبرش را برانگيخت "تا آن اوضاع را دگرگون كند".
على "ع" درباره ى فتنه هاى ارتجاعى و دگرگون كردن دين و ديندارى با تعبيرى شگفت فرمود:'ايها الناس، سيائتى عليكم زمان يكفا فيه الاسلام كما يكفا الاناء بما فيه. ' [ همان، خطبه ى 103. ]
اى مردم! بزودى بر شما روزگارى خواهد آمد كه اسلام رااز حقيقت آن خالى نمايند، همچون ظرفى كه واژگونش كنند و آن را از آنچه درون دارد تهى سازند.
قرآن ناطق درخطبه اى كه از حادثه هاى بزرگ خبر داده، درباره بازگشت جاهلى و ويژگيها و نشانه هاى آن چنين فرموده است: