چشمه خورشید نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

چشمه خورشید - نسخه متنی

مصطفی دلشاد تهرانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

'رايه ضلال قد قامت على قطبها و تفرقت بشعبها، تكليكم بصاعها و تخبطكم بباعها... فعند ذلك اخذ الباطل مآخذه و ركب الجهل مراكبه و عظمت الطاغيه و قلت الداعيه. و صال الدهر صيال السبع العقور و هدر فنيق الباطل بعد كظوم و تواخى الناس على الفجور و تهاجروا على الدين و تحابوا على الكذب و تباغضوا على الصدق. فاذا كان ذلك كان الولد غيظا و المطر قيظا و تفيض
اللئام فيضا و بتغيض الكرام غيضا و كان اهل ذلك الزمان ذئابا و سلاطينه سباعا و اوساطه اكالا و فقراوه امواتا و غار الصق و فاض الكذب و استعملت الموده باللسان و تشاجر الناس بالقلوب و صار الفسوق نسبا و العفاف عجبا و لبس الاسلام لبس الفرو مقلوبا.' [ همان، خطبه ى 108. ]

درفش گمراهى- چون درختى تناور- بر پاى مانده و شاخه ها به هر سوى دوانده، به پيمانه ى خود به شما مى پيمايد و هر ستم كه تواند به شما مى نمايد... در اين هنگام است كه باطل بر جاى استوار شود و نادانى بر طبيعتها سوار و كار ستمكار بزرگ گردد و دعوت- به حق- اندك و كم خريدار و روزگار چون درنده ى ديوانه حمله آرد و باطل آرميده برخيزد و چون شتر نر بانگ بردارد. مردم در گناه برادر و يار شوند و در كار دين جدايى پذيرند و در دروغ با هم دوست باشند و در راست يكديگر را دشمن گيرند. و چون چنين شود، فرزند- با پدر-كينه توزد و باران، كشت را سوزد، فرومايگان درم افشانند و جوانمردان تهيدست مانند. مردم اين زمان گرگاند و زمامدارانشان درندگان و فرودستان طعمه ى آنان و مستمندان-چون- مردگان. سرچشمه ى راستى خشك مشود و از آن دروغ جوشان. دوستى را به زبان به كار برند و به دل با هم دشمنان. گناه و نافرمانى وسيلت پيوند گردد و پارسايى عجب- و موجب ريشخند- و اسلام پوستين باژگونه پوشد- و كس سخن حق ننيوشد.


/ 273