صفحهى 14
كند و آن هم جفت آفريد. و زمين را فراخ بگسترد چنان كه گفت: أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها: 97 «1»؟ گفت كه نه زمين را فراخ كرديم تا هر كجا خواهيد بيائيد و برويد؟
پس اين اندامها كه ياد كرديم بدين گونه بيافريد، و آن گه بتن تو اندر يكى پادشاه آفريد نهانى، و اين اندامها همه بفرمان و فرمانبردار او كرد تا اين اندامها هيچ كار نتوانند كرد بىفرمان او. و آن پادشاه دل تو است كه دل تو يكى است و با او هيچ انباز نيست و هيچ همتا نيست.
و اين بر مثال دانستن خداوند عزّ و جلّ است.
و آن گه مر آن دل تو را دو گوش آفريد يكى از سوى راست و يكى از سوى چپ. و بدين گوش راست دل يكى فريشته است، نام او و لهان. و اين و لهان مر دل تو را بعث كند بطاعت خداى تعالى، و نيكى كردن فرمايد تا خداى تعالى از تو خشنود باشد و ترا ببهشت باقى برساند. و اين كه بر گوش چپ دل است ديوى است نام او وسواس از ياران ابليس. آنكه خداى عزّ و جلّ گفت كه: مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ، مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ: 4- 6 «2». و اين ولهان با اين وسواس هميشه بغضبيت است «3». و هر آن هنگام كه اين فرزندان آدم بطاعت و عبادت خداى عزّ و جلّ مشغول باشند اين وسواس ضعيف شود و مقهور گردد و طاعت خداوند عزّ و جلّ در دل بنده شيرين شود. و چون فرزند آدم فرمان وسواس كند و بشرّ و فساد و بدى مشغول باشد اين و لهان ضعيف گردد، و وسواس چيره شود، و بنده بر معصيت حريص گردد، و بفرمان ديو كار كند تا او را بدوزخ رساند.
_______________
(1) النساء، 96
(2) الناس، 5
(3) بغضب باشد (پا).