تفسیر نور سوره الأنعام

محسن قرائتی‏

نسخه متنی -صفحه : 166/ 153
نمايش فراداده

آيه: 152 وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللّهِ أ َوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ

ترجمه:

به مال يتيم نزديك نشويد (و در آن تصرّفي نكنيد) مگر به نيكوترين (طريقه اي كه به صلاح او باشد) تا به حد بلوغ و رشد خود برسد. (در داد و ستدها) پيمانه و ترازو را با عدالت تمام دهيد. ما هيچ كس را جز به اندازه ي توانش تكليف نمي كنيم . و هرگاه سخن مي گوييد (چه در قضاوت و چه در شهادت ) عدالت را رعايت كنيد، هر چند (به زيان ) خويشاوندتان باشد و به عهد و پيمان خدا وفا كنيد. اينها اموري است كه خداوند، شمارا به آن سفارش كرده است ، باشد كه ياد كنيد و پند بگيريد.

نكته ها:

خداوند، كارهاي خود را به نحو احسن انجام مي دهد: (أحسن الخالقين ) (508) ، (أحسن تقويم ) (509) ،(نزل أحسن الحديث ) (510) و...، از ما هم خواسته كه كارهايمان به نحو احسن باشد، (ليبلوكم ايّكم احسن عملا) (511) چه در تصرّفات و فعاليّت هاي اقتصادي ، (الاّبالّلتي هي احسن ) (512) ، چه در گفتگو با مخالفان ، (جادلهم بالّتي هي احسن ) (513) ، چه در پذيرش سخنان ديگران ، (يستمعون القول فيتّبعون احسنه ) (514) و چه بدي هاي مردم را با بهترين نحو جواب دادن ، (ادفع بالّتي هي احسن السيّئه) (515) كه در تمام اين موارد، كلمه ي ((احسن )) به كار رفته است .

قوم حضرت شعيب ، به خاطر كم فروشي گرفتار عذاب شدند. در قرآن نيز سه بار از كم فروشي نهي شده است .

كلمه ي ((كيل )) هم به معناي پيمانه است و هم به معناي پيمانه كردن . كلمه ي ((قسط)) هم مي تواند مربوط به ((اوفوا)) باشد يعني پرداخت ، عادلانه باشد و هم مربوط به ((كيل و ميزان )) باشد، يعني خود پيمانه و ترازو سالم باشد. البتّه نتيجه هر دو يكي است .

پيام ها:

1- چون يتيم مدافعي ندارد و اموالش لغزشگاه است مواظب باشيم . (لاتقربوا)

2- براي حفظ حقوق ايتام بايد بهترين طريقه ي بهره گيري از اموال و دارايي او انتخاب شود. (بالّتي هي أحسن ). جز كساني كه اهليّت اقتصادي و تقواي كافي دارند، نبايد ديگران به مال يتيم نزديك شوند. (لاتقربوا... الا)

3- وقتي ايتام به رشد و تجربه ي كافي رسيدند، سلطه ي خود را از آنان برداريد. (حتي يبلغ أشده )

4- نظام اقتصادي جامعه ي اسلامي بايد بر اساس قسط باشد. (بالقسط)

5- اگر اجراي عدالت در حدّ اعلي ممكن نيست ، لااقل ّ در حدّ توان و امكان مراعات كنيد. (لا نكلّف نفسا الاّ وسعها)

6- تمام دستورات و اوامر و نواهي الهي ، فوق طاقت انسان نيست . (لا نكلّف نفسا الاّ وسعها)

7- بدون قدرت ، تكليفي نيست . (لا نكلّف نفسا الاّ وسعها)

8- در اسلام ، ((تكليف )) به اندازه ي ((توان )) است . هركه تواناتر، تكليفش هم سنگين تر. (لا نكلّف نفسا الاّ وسعها)

9- عدالت ، هم در رفتار و هم در گفتار، يك اصل است . (اوفوا الكيل ... و اذا قلتم فاعدلوا) (در گواهي ها، وصيّت ها، قضاوت ها، صدور حكم ها، انتقادها و ستايش ها، عدالت را مراعات كنيم .)

10- به پيمان هاي الهي (كه شامل فرمان هاي عقل و وحي و وجدان وفطرت مي شود) وفادار باشيم . (((عهد الله )) هم شامل پيماني است كه خدا با انسان دارد و هم پيماني كه انسان با خدا مي بندد) (بعهد اللّه اوفوا)

11- رابطه ي خويشاوندي را بر ضابطه ي حق ّ و عدل ، ترجيح ندهيم . (فاعدلوا ولو كان ذا قربي )

508-مؤمنون ، 14
509-تين ، 4
510-زمر، 23
511-هود، 7
512-انعام ، 152
513-نحل ، 125
514-زمر، 18
515-مؤمنون ، 96