[ 136 ] مهاجرين و انصار بود ، آمد ، بزرگان مدينه را كه امام حسين عليه السلام در ميان آنان بود ، در يكجا جمع كرده يك سخنرانى با مفاهيم مبهم و بى سر و ته كه لغات آن جز در قاموس ماكياولى پيدا نميشود ، ايراد كرد . ما بعضى از جملات اين سخنرانى را در اينجا مياوريم . اگر بتوانيد بدرستى از اين جملات سر در آورديد ، لطفا بهمه محققان تاريخ اسلام هم اطلاع بدهيد كه آنها هم مقصود معاويه را دريابند ثمّ خلّفه رجلان محفوظان و ثالث مشكور و بين ذلك خوض طالما عالجناه مشاهدة و مكافحة و معاينة و سماعا و ما اعلم منه ما فوق ما تعلمان 1 [ مخاطب در اين جملات ابن عباس و امام حسين ( ع ) است ] : ( سپس دو مرد محفوظ و سومى مشكور بجاى پيامبر نشستند و در اين اثنا غوطه ور شدن هايى بود كه مدت زيادى ميخواستيم آنها را حل كنيم چه از نظر مشاهده و چه از نظر مبارزه و ديدن و شنيدن و من درباره سومى جز آنكه ميدانيد چيزى نميدانم . ) در مقابل صراحت مكتب اسلام در همه شئون انسانى و در همه قلمروهاى فردى و اجتماعى ، امثال جملات فوق را كه در مقدمه تعيين فرزندش يزيد گفته است ، نميتوان جز به جادوگرى ها و چشم بنديهاى سياسى تفسير نمود . يعقوبى در توصيف حيله بازيهاى معاويه چنين گفته است :
و كان اكثر فعله المكر و الحيلة 2 ( اكثر كارهاى معاويه از روى مكر و حيله بوده است ) معاويه پس از جملات فوق ، يزيد از تعظيم و تمجيد نموده ميگويد :
« شما سابقه يزيد را بخوبى ميدانيد و امر او را تجويز كرده ايد خداوند ميداند كه مقصود من از زمامدار نمودن يزيد ، پر كردن شكاف ها به وسيله او است ، با چشم بيدار » 3 درست دقت كنيد ، معاويه ميگويد : « شما سابقه
1 . مأخذ مزبور ص 203
2 . تاريخ يعقوبى ج 2 ص 238
3 . الامامة و السياسة ابن قتيبه دينورى ص 195 و 196