«شرايط ظهور»؛ يعنى، زمينههايى كه امكان تحقق ظهور امام عصرعليه السلام را فراهم مىآورد و آن را امرى منطقى و لازم مىنماياند. شرايط ظهور با نشانههاى ظهورتفاوت دارد؛ براى مثال وجود تعداد الكافى از پاكدلان براى آغاز انقلاب جهانى در شمار «شرايط ظهور» مىگنجد؛ ولى نداى آسمانى و خروج سفيانى، از «نشانههاى آن» شمرده مىشود. البته هر دو بايد پيش از ظهور تحقق يابند؛ زيرا ظهور پس از آشكار شدن همه شرايط و نشانههاى حتمى آن رخ مىدهد؛ وگرنه به تحقّق مشروط قبل از وجود شرط و نيز دروغ بودن روايات نشانههاى ظهور - كه درستىشان به طور متواتر و قطعى احراز شده است - مىانجامد.(576)
پارهاى از تفاوتهاى شرايط و نشانههاى ظهور عبارت است از:
1. توقف ظهور بر شرايط، توقفى واقعى و از نوع توقف معلول بر علت است؛ ولى علامات تنها نزديك شدن زمان ظهور را مىنمايانند. از اين رو، وقوع ظهور، بدون تحقق اين نشانهها ممكن است. البته پارهاى از نشانهها - مانند خروج سفيانى و قتل نفس زكيّه - با شرايط ظهور ارتباط عنصرى دارند؛ يعنى، از نتايج عصر فتنهها و انحرافانند و به آماده سازى يكى از شرايط ظهور مىانجامند.
2. تحقق هم زمان همه نشانهها يا گردآمدن آنها در يك زمان، ضرورت ندارد. نشانهها مىتوانند با فاصلههاى بسيار اتفاق افتند و در زمان واحد گرد نيايند؛ ولى شرايط چنين نيستند. در نهايت بايد تمام شرايط با هم محقق شوند و در يك زمان اجتماع كنند تا ظهور پديد آيد.
3. علايم پيش از ظهور، پديد مىآيند و از ميان مىروند؛ ولى شرايط كمى پيش از ظهور رخ مىدهند و بعد از تحقّق ظهور نيز باقىاند.(577)
شرايط ظهور امام عصرعليه السلام به طور كامل براى ما روشن نيست. بخشى از بنيادىترين آنها عبارت است از:
1. وجود برنامه و طرحى متعالى كه بتواند با ساختار درست، عدل واقعى را در جهان بر پا سازد و سعادت و كمال آدميان را به ارمغان آورد.
2. وجود رهبر و هدايتگرى بزرگ، شايسته و معصوم كه از سوى خداوند منصوب شده است.
3. وجود گروهى از انسانهاى پاك دل و فداكار كه در اوج تقوا به سر مىبرند و براى دفاع همه جانبه از برنامه امام معصومعليه السلام آمادگى دارند.
امام جوادعليه السلام در اين باره فرمود: «و از اصحابش 313 تن به اندازه اصحاب بدر از دورترين نقاط زمين به گرد او فراهم آيند و اين همان قول خداوند است كه فرمود: «أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَميعًا إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ»(578) و چون اين تعداد از اهل اخلاص به گرد او فراهمآيند، خداوند امرش را ظاهر سازد و چون عقد - عبارت از ده هزار نفر باشد - كامل شد به اذن خداى تعالى قيام كند».(579)
بىترديد براى پديد آمدن ظهور، بايد اين شرايط محقق شود. وحى و روايات متواتر و قطعى بر تحقق يافتن شرطهاى اوّل و دوم گواهى مىدهد.
شرط نخست با بعثت پيامبر خاتمصلى الله عليه وآله محقق شد.
شرط دوم نيز با تولد فرزند امام عسكرىعليه السلام در سال 255 ه . تحقق يافت.
آنچه تا كنون به وقوع نپيوسته، شرط سوم است. براى تحقق اين شرط بايد تلاش كرد و در جهت تربيت نفوس خويش و ديگران كوشيد.
البته افزون بر شرطهاى ياد شده، احتمال وجود پارهاى شرايط ديگر نيز قوى مىنمايد. بىترديد بايد همه آن شرايط واقع شود تا زمينه ظهور به طور كامل فراهم آيد. براى تسريع در تحقق اين شرايط و رخ نمودن روزگار آرمانى ظهور، دعا و تضرّع در درگاه احديّت بسيار سودمند است. معصومانعليهم السلام مؤمنان را به دعا در اين باره فرمان دادهاند.
در پايان ياد كرد اين نكته شايسته است كه گاهى امورى چون وضعيت اسفبار و آكنده از ستم جهان نيز از شرايط ظهور شمرده مىشود. ممكن است گروهى چنان پندارند كه بايد در جهت تحقّق اين شرط كوشيد و به ترويج فساد دست يازيد تا پردههاى غيبت سريعتر كنار رود و ظهور امام عصر واقع شود!
در نادرستى اين پندار ترديد نيست؛ زيرا:
1. بسيارى از اين پديدههايى كه ممكن است از شرايط تلقى شوند، در شمار نشانههاى ظهور جاى دارند و ظهور بر آنها متوقف نيست.
2. ستم فراگير و شرط ظهور بودنش، قابل تأمل مىنمايد و مىتوان اين پديده را از نشانههاى ظهور به شمار آورد حتى اگر آن از شرايط ظهور باشد، مىتوان ادّعا كرد كه در شمار شرايط به معناى مصطلح نمىگنجد؛ زيرا ارتباط آن با ظهور، از نوع ارتباط سبب و مسبب نيست. افزون بر اين، حتى اگر ستم فراگير «شرط اصطلاحى ظهور» به شمار آيد؛ در همگونى آن با ديگر شرطها و لزوم تلاش براى تحقق آن ترديد وجود دارد؛ زيرا به نظر مىرسد شرط قهرى و تكوينى است؛ يعنى، جهان به رغم تلاش مؤمنان دلسوز، به سمت ستم فراگير پيش مىرود.
مؤمنان بايد وظيفه خويش را انجام دهند و تكليف الهى اهل ايمان را - بىآنكه در نتيجه بينديشند - به جاى آورند؛ زيرا نتيجه ندادن و توفيق نيافتن سبب سقوط تكليف نمىشود.
نيز ] زمينه سازان ظهور، منتظِر، انتظار.