در قصص قرآنى «اصحاب كهف»، نام گروهى از مؤمنان است كه از ستم پادشاهى مشرك به غارى پناه بردند و ساليانى دراز به خواب عميقى فرو رفتند. بر پايه روايات، اين پادشاه مشرك «دقيانوس» و محل واقعه «افسوس» دانسته شده است.(58)
داستان اين گروه با اشاراتى كوتاه در اوايل سوره «كهف» ذكر شده است. در آن سخن از يكتا پرستانى است كه براى گريز از پرستش خدايان دروغين، به غارى پناه بردند تا از گزند ستمكاران بتپرست برهند. خوابى كه آنان را در ربود، به فرمان پروردگار ساليانى به طول انجاميد و در اين مدت، چنان هيبتى داشتند كه كسى را ياراى نزديك شدن و نگريستن به آنان نبود. آنان را بيدار مىپنداشتند.
اين خفتگان ساليانى چند را (بر پايه آيات قرآنى 309 سال) در همان حال گذراندند. چون به خواست الهى از خواب برخاستند، چنان گمان بردند كه تنها روزى يا كمى بيشتر از روز خواب بودهاند. چون يكى از ايشان براى فراهم آوردن غذا به شهر در آمد، مردم از حال شگفت انگيزشان آگاهى يافتند و بر آن شدند تا بر در غار آنان مسجدى به پا سازند.(59)
آنچه اين انسانها را به بحث مهدويّت مرتبط مىسازد، رواياتى است كه از آنان به عنوان جمعى از ياران حضرت مهدىعليه السلام ياد شده است آنان در اين بازگشت از حكومت جهانى عدل و قسط بهره وافرى خواهند برد.
امام صادقعليه السلام فرمود: «اِذَا ظَهَرَ القائمُ مِنْ ظَهْرِ هَذا البَيْتِ بَعَثَ اللهُ مَعَهُ سَبْعَةً وَعِشْرينَ رَجُلاً مِنْهُم اَرْبَعَةَ عَشَرَ رَجُلاً مِنْ قَومِ مُوسى... و اَصْحابُ الكَهْفِ ثَمانِيَةٌ وَالمِقدادُ وَجابِرُ الاَنْصارِيُّ وَمُؤمِنُ آلِ فِرْعَوْنَ وَ يُوشَعُ بْنُ نُونٍ وَصيُّ مُوسى»(60) البته برخى از مفسرين اهل سنّت نيز به زنده شدن اصحاب كهف در دوران ظهور حضرت مهدىعليه السلام اشاره نمودهاند.(61)
نيز ] رجعت