فرهنگ نامه مهدویت

خدامراد سلیمیان‏

نسخه متنی -صفحه : 201/ 51
نمايش فراداده

2-2. كتابت بيشتر توقيعات به خط مبارك حضرت مهدى‏عليه السلام

به تصريح عده‏اى از راويان و ناقلان توقيعات، برخى از اين نوشته‏ها به خط شريف آن حضرت نوشته شده است. در ذيل به نمونه‏هايى از آن اشاره مى‏شود:

الف. شيخ طوسى‏رحمه الله به نقل از راوى يك توقيع، اين جمله را در كتاب خود نقل كرده است: «فَوَرَدَ جَوَابُ كِتابِهم بِخَطِّهِ عَلَيهِ وَعَلَى آبائِهِ السَّلام...»؛ «در جواب نوشته آنان به خط امام زمان‏عليه السلام وارد شد كه: به نام خداوند بخشنده مهربان؛ خداوند ما و شما را از گمراهى و فتنه‏ها سلامت بخشد و به ما و شما روح يقين عطا كند و ما و شما را از عاقبت بد پناه دهد...».(247)

ب. شيخ صدوق‏رحمه الله نقل كرده است: «محمدبن عثمان العمرى - قدس اللّه روحه - يقول: خَرَجَ تَوقِيعٌ بِخَطِّهِ نَعْرِفُهُ...»؛(248) محمدبن عثمان عمرى مى‏گويد: توقيعى به خطى كه ما آن را مى‏شناختيم، خارج شد [و مشتمل بر اين مسأله بود كه‏] هر كس مرا در ميان جمعى از مردم، به اسم خود نام ببرد، پس لعنت الهى بر او باد».

ج. وى همچنين نقل كرده است: اسحاق بن يعقوب گويد: از محمدبن عثمان عمرى خواهش كردم جواب نامه‏اى را كه در آن از مسائل مشكلى پرسش كرده بودم، به من برساند. پس در توقيع و به خط مولايمان صاحب الزّمان‏عليه السلام وارد شده بود كه: «اما آنچه درباره آن پرسيدى - كه خدايت هدايت كند و پايدارت بدارد - راجع به امر منكران من از خاندان و عموزادگان خودم؛ بدان كه ميان خدا و كسى خويشاوندى نيست و هركس مرا منكر باشد، از من نيست و راه او راه فرزند نوح‏عليه السلام است اما راه عمويم جعفر و فرزندانش، راه برادران يوسف است...».(249)

عبارات ياد شده بيانگر اين مطلب است كه بزرگان محدثين، اطمينان داشته‏اند توقيعات و يا حداقل بيشتر آنها، به خط خود حضرت نگاشته شده است.

با توجّه به اينكه در طول مدت نيابتِ سفيران چهارگانه، اين توقيعات به طور يكنواخت صادر مى‏شد؛ شيوه‏اى كاملاً مطمئن براى يقين به صدور آنها از ناحيه امام‏عليه السلام بود و راه را به كلى براى افراد فرصت طلب و مغرض مى‏بست كه هرگز نتوانند نامه‏اى جعلى به نام آن حضرت فراهم آورند و مردم را فريب دهند.

البته تنها افرادى خاصّ و مورد اعتماد، توقيعات را به خط امام مشاهده مى‏كردند؛ سپس از روى آنها نسخه بردارى و رونويسى كرده يا مضمون آنها را به ذهن مى‏سپردند. بعضى از اين توقيعات نيز بنا بر اقتضاى مصلحت، در بين عموم شيعيان منتشر مى‏شد. همه توقيعات حضرت مهدى‏عليه السلام به وسيله نواب خاصّ آن حضرت در طول غيبت صغرى، براى افراد ظاهر مى‏شد و ارتباط كتبى با حضرتش منحصراً از طريق آنان امكان‏پذير بود؛ به صورتى كه حتى وكلاى آن حضرت نامه‏هاى خود و ديگران را نزد نايب امام مى‏فرستادند و از او پاسخ دريافت مى‏كردند. اساساً فلسفه نيابت خاصه نيز همين است؛ وگرنه چنانچه هر كسى مى‏توانست به شرف گرفتن توقيع نايل آيد، ديگر چه نيازى به نايب خاصّ بود.

3-2. توقيع در دوران غيبت كبرى

برخى از علما - بر خلاف قول مشهور - توقيعات را منحصر به زمان غيبت صغرى و نواب خاصّ ندانسته‏اند و نامه‏هايى را به آن حضرت نسبت داده‏اند كه قبول و يا ردّ آن، تأمل بيشترى مى‏طلبد. از جمله مرحوم طبرسى‏رحمه الله نامه‏هايى از حضرت مهدى‏عليه السلام به شيخ مفيدرحمه الله را نقل كرده است.

اين نامه‏ها به وسيله شخص مورد اعتمادى به شيخ مفيدرحمه الله مى‏رسيد؛ ولى نام آن شخص ذكر نشده است يكى از اين نامه‏ها اين‏گونه آغاز مى‏شود: «نامه‏اى به برادر با ايمان و دوست رشيد ابوعبداللّه محمدبن نعمان - شيخ مفيدرحمه الله - كه خداوند عزّت وى را از محل وديعه نهادن عهدى كه بر بندگان گرفته شده است، مستدام بدارد. به نام خداوند بخشنده مهربان؛ اما بعد، سلام بر تو اى دوستى كه در دين مخلص و در مورد ما به يقيين مخصوص گشته‏اى.

ما در مورد [نعمت وجود] تو خداوند را سپاسگزاريم...».(250)

در درستى اين توقيعات، ترديدهايى وجود دارد. اين توقيعات براى نخستين بار، به وسيله ابومنصور طبرسى‏رحمه الله (از علماى قرن ششم)، بدون سند، پس از نزديك به صد سال بعد از فوت شيخ مفيدرحمه الله، در الاحتجاج نقل شده است. آن گاه شاگرد وى، ابن شهر آشوب (م 588) به آن اشاره كرده و ابن بطريق شاگرد ابن شهر آشوب، (م 600) آنها را مطرح كرده است.

اما شاگردان مفيد، سيد مرتضى، نجاشى، شيخ طوسى‏رحمه الله، ابويعلى جعفرى، ابوالفتح كراجكى، سلاربن عبدالعزيز ديلمى و... - با اينكه تأليفات فراوانى داشته‏اند - به اين توقيعات اشاره نكرده‏اند.(251)

همچنين برخى از معاصران، پيامى را كه از سوى آن حضرت براى مرحوم آيت‏اللّه سيدابوالحسن اصفهانى به وسيله مرحوم شيخ محمد كوفى شوشترى نقل شده است، در شمار توقيعات ذكر كرده‏اند.

در اين نامه چنين آمده است: خودت را در اختيار [مردم‏] بگذار و محل نشستن خويش را در محل در ورود خانه قرار بده [تا مردم سريع‏تر بتوانند با تو ارتباط پيدا كنند ]و حوايج مردم را بر آور؛ ما تو را يارى مى‏كنيم».(252)