فرهنگ نامه مهدویت

خدامراد سلیمیان‏

نسخه متنی -صفحه : 201/ 60
نمايش فراداده

عملكرد جعفر كذّاب در مقابل روش ائمه معصومين‏عليهم السلام در موارد ذيل قابل بررسى است:

1 . ادعاى امامت

وى بعد از برادر خود امام حسن عسكرى‏عليه السلام، ادعاى امامت كرد و براى رسيدن به اين هدف خود، نقشه‏هايى كشيد. اوّل خود را در معرض تسليت گويى مردم و تبريك بر امامت خود قرار داد. دوم خود را آماده اقامه نماز بر جنازه برادرش كرد تا بلكه از اين راه منصب رسمى (امامت) را به چنگ آورد. نقشه ديگر اين بود كه دست به دامن دولت شد تا دولت او را به جاى برادرش گذاشته و زعامت شيعيان را به وى واگذار نمايد! اما در تمام اين نقشه‏ها شكست خورد و جز رسوايى، چيزى به دست نياورد.

2 . انكار وارث امام‏عليه السلام

جعفر كذّاب، منكر وارث شرعى امام عسكرى‏عليه السلام و امامت حضرت مهدى‏عليه السلام شد. به همين دليل مدعى ما ترك و وارث منحصر به فرد امام عسكرى‏عليه السلام گرديد و اتفاقاً به كمك دولت، توانست اموال و ماترك امام عسكرى‏عليه السلام را تصرف كند.

3 . تحريك دولت

وى وقتى ديد حضرت مهدى‏عليه السلام در جريان نماز، بر او الاحتجاج كرده و رسوايش نمود، دولت حاكم را عليه آن حضرت و وجود او تحريك نمود و در نتيجه حاكمان جور، دوباره به خانه امام عسكرى‏عليه السلام يورش بردند و جهت يافتن حضرت مهدى‏عليه السلام تلاش‏هاى مذبوحانه‏اى انجام دادند؛ ولى مشيت الهى بر آن تعلق گرفت كه آن حضرت از گزند بدخواهان در امان بماند.(281)

منابع شيعه درباره پايان كار او دو قول مختلف دارند: بعضى مى‏گويند: وى تا پايان زندگى بر دعوى دروغين خود پاى فشرده، همچنان خود را امام مى‏دانست! برخى ديگر مى‏گويند: وى از دعوى كذب خود دست برداشته، توبه كرد و شيعيان نيز نامش را از جعفر كذّاب به جعفر تائب برگردانيدند.

كلينى به نقل از محمدبن عثمان عمرى مى‏گويد: «امام دوازدهم‏عليه السلام در توقيعى به توبه او تصريح كرده و فرموده است: راه جعفر راه برادران يوسف است كه سرانجام توبه كردند و گناه‏شان بخشوده شد».(282)

وى با وجود عمر كوتاهى كه كرد، 120 فرزند داشت و از اين رو وى را ابوالكراين (پدر فرزندان بسيار) مى‏خواندند. نوادگان وى چون نسبت خود را به امام رضاعليه السلام مى‏رساندند، به رضويان شهرت يافتند.

احمدبن اسحاق گويد: از جعفر بن على نامه‏اى به دست من رسيد و طى آن ادعا كرده بود كه: به علم دين (حلال و حرام) و نيز كليه علوم و آنچه كه مردم بدان نيازمندند، آگاهى دارد! پس از اينكه نامه را خواندم، عريضه‏اى به پيشگاه مقدس حضرت امام عصرعليه السلام نگاشتم و نامه جعفر را نيز به پيوست آن قرار دادم. متعاقباً از ناحيه مقدسه جوابى بدين شرح صادر شد:

«به نام خداوند بخشاينده مهربان؛ خداوند تو را پايدار بدارد! نامه تو و ضميمه آن (نامه جعفر) به من رسيد و از مضمون آن - كه با اختلاف الفاظ و اشتباهات بسيار توأم بود - مطلع شدم و اگر شما هم دقّت كرده بوديد، به برخى از آنها آگاه مى‏شديد».

آن گاه حضرت مهدى‏عليه السلام در ادامه با ذكر حمد و ثناى پروردگار، مطالبى در ردّ جعفر بيان فرمود: «... اين پيرو باطل و دروغگو بر خداوند افترا بسته است. اين شخص با اميد به چه چيزى، مى‏خواهد اين ادعاى عارى از حقيقت خود را ثابت كند! آيا با اطلاعاتى كه در احكام الهى دارد؟ به خدا قسم اين فرد آن قدر بى‏اطلاع است كه حلال و حرام را نمى‏شناسد و ميان بد و خوب فرق نمى‏گذارد! آيا به دانش خود تكيه دارد؟ او به قدرى تهى دست است كه حق و باطل را نمى‏شناسد، محكم و متشابه را نمى‏داند و از احكام نماز - حتى وقت آن - آگاهى ندارد! آيا اين مدعى فاقد صلاحيت، به ورع و پرهيزگارى خويش تكيه مى‏كند؟ خداوند شاهد است كه نماز واجب خويش را براى اينكه شعبده بازى ياد بگيرد، ترك نموده است! حتماً از ظروف مشروب و آثار ديگرى از گناهان او اطلاع داريد...!

خداوند تو را توفيق دهد؛ آنچه برايت گفتم، از اين ستمكار ظالم بپرس و او را آزمايش كن. از يكى از آيات قرآن و تفسير آن از وى سؤال نما و يا از نماز و شرايط آن از او باز پرس تا به معايب و كمبودهاى او پى ببرى و حال او را بدانى. خداوند كفايت كننده است؛ او حق را براى اهلش حفظ مى‏كند و آن را در جايگاهش قرار مى‏دهد».(283)

نيز ] امام حسن عسكرى‏عليه السلام .