فرهنگ نامه مهدویت

خدامراد سلیمیان‏

نسخه متنی -صفحه : 201/ 62
نمايش فراداده

« ح »

حجّت

«حجّت» از نظر لغت، به معناى برهان و دليل است كه با آن حريف را قانع يا دفع كنند و جمع آن حجج و حجاج است.(291)

اين كلمه در قرآن مجيد در موارد مختلفى به كار رفته است؛ از جمله: «لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنّاسِ عَلَى اللّهِ حُجَةٌ بَعدَ الرُّسُلِ وَكانَ اللَّهُ عَزيزاً حَكِيماً»(292)؛ «تا براى مردم، پس از [فرستادن ]پيامبران، در مقابل خدا [بهانه و] حجتى نباشد، و خدا توانا و حكيم است».

«قُلْ فَلِلّهِ الحُجَّةُ البَالِغَةُ فَلَو شَاءَ لَهَداكُمْ اَجْمَعين»(293)؛ «بگو برهان رسا (حجّت) ويژه خدا است، و اگر [خدا ]مى‏خواست قطعاً همه شما را هدايت مى‏كرد».

امام كاظم‏عليه السلام فرموده است: «اِنّ لِلَّهِ عَلَى النّاسِ حُجَتَينِ حُجَةً ظَاهِرَةً وَحُجَةً بَاطِنةً فَاَمَّا الظَاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَالاَنبِياءُ وَالاَئِمَّةُعليهم السلام وَاَمَّا البَاطِنَةُ فَالعُقُولُ»(294)؛ «خداوند را بر مردم دو حجّت است: يكى ظاهر كه آن عبارت است از پيامبران و رهبران دين و ديگر باطن كه آن عقول مردم است».

پيامبران و اوصياى آنها از اين جهت «حجّت» ناميده شده‏اند كه خداوند به وجود ايشان، بر بندگان خود احتجاج كند و نيز از اين جهت كه آنان دليل بر وجود خدا هستند و گفتار و كردارشان نيز دليل بر نياز مردم به قانون آسمانى است.

بر اساس روايات فراوانى، هرگز زمين خالى از حجّت نمى‏ماند؛ چنان كه از امام رضاعليه السلام سؤال شد: آيا زمين از حجّت خالى مى‏ماند؟ حضرت فرمود: «لَوْ بَقِيَتْ بِغَيْرِ اِمَامٍ لَسَاخَتْ»(295)؛ «اگر زمين [به اندازه چشم برهم زدنى‏] از حجّت خالى باشد، اهلش را فرو مى‏برد».

از ديدگاه شيعه، حضرت مهدى‏عليه السلام به عنوان آخرين حجَّت الهى است كه به حجةبن الحسن العسكرى‏عليه السلام نيز شهرت دارد.(296)

داوود بن قاسم گويد: از امام دهم شنيدم كه مى‏فرمود: «الخَلَفُ مِنْ بَعْدِىَ الحَسَنُ فَكَيْفَ لَكُمْ بِالْخَلَفِ مِنْ بَعْدِ الخَلَفِ فَقُلتُ لِمَ جَعَلَنِىَ اللّهُ فِداكَ فَقَالَ: اِنَّكُم لا تَرَوْنَ شَخْصَهُ وَلايَحِلُّ لَكُم ذِكْرُهُ بِاسمِهِ فَقُلتُ كَيفَ نَذكُرُهُ فَقَال: قُولُوا الحُجَّةُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍصلى الله عليه وآله»(297)؛ «جانشين من پس از من پسرم حسن است. شما را چه حالى خواهد بود نسبت به جانشينِ پس از جانشين؟ عرض كردم: چرا؟ خداوند مرا قربانت كند. فرمود: براى آنكه شخصش را نتوانيد ديد و ذكر او به نام مخصوصش روا نباشد. عرض كردم: پس چطور او را ياد كنيم؟ فرمود: بگوييد حجّت از خاندان محمدصلى الله عليه وآله».

در اغلب روايات اين لقب به صورت «الحُجَّةُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍصلى الله عليه وآله» به كار رفته است.(298)

حجتيه ] انجمن حجتيه‏

حِرْز حضرت مهدى‏عليه السلام

«حِرْز» در لغت به معناى جاى استوار و پناهگاه است و نيز دعاى حفظ و تعويذ را گويند.(299) در اصطلاح بيشتر معناى دوم مقصود است؛ يعنى، هر گونه دعاى خواندنى و نوشتنى، بلكه هر گونه تعويذى است كه مايه حفظ باشد و به وسيله آن پناه جويند. وجه مشترك بين تمامى حرزها، به كار بستن آنها براى محفوظ ماندن شخص و يا همراهان و يا اموال او از گزند دشمنان و يا پيش آمدهاى ناگوار و حوادث پيش‏بينى نشده روزگار است.

قسمتى از حرزها - همچون ساير متون احاديث و دعاها - با ذكر سند معتبر تا به معصوم ضبط شده است؛ اما بعضى از آنها استناد محكمى ندارد.

هر يك از حرزها، ويژگى‏هايى دارند كه در كتاب‏هاى دعا مورد اشاره قرار گرفته است. براى هر كدام از معصومين‏عليهم السلام حرزهايى نقل شده كه بعضى از آنها شهرت بيشترى دارند؛ يكى از آنها حرز حضرت مهدى‏عليه السلام است:

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ يا مالِكَ الرِّقابِ يا هازِمَ الاَحْزابِ يا مُفَتِّحَ الاَبْوابِ يا مُسَبِبَ الاَسْبابِ سَبِّبْ لَنا سَبَباً لانَسْتَطيعُ لَهُ طَلَباً بِحَقِّ لااِله اِلاّاللّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ‏صلى الله عليه وآله».(300)