فرهنگ نامه مهدویت

خدامراد سلیمیان‏

نسخه متنی -صفحه : 201/ 88
نمايش فراداده

دين در عصر ظهور

روايات فراوانى بيان مى‏دارد كه تنها دين مورد قبول در عصر ظهور، همانا «دين اسلام» است و با توجه به شرايطى كه در عصر ظهور تحقق مى‏يابد، نداى توحيد در سراسر گيتى حكم فرما خواهد شد.

امام حسين‏عليه السلام در توصيف حضرت مهدى‏عليه السلام مى‏فرمايد: «... وَيُظْهِرُ بِهِ دينَ الحَقِّ عَلَى الدّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ المُشْرِكُونَ»(419)؛ «خداوند به وسيله او دين حق را بر تمامى اديان ظهور مى‏بخشد و اگرچه مشركان آن را نپسندند».

امام صادق‏عليه السلام فرموده است: «اِذا قامَ القائِمُ‏عليه السلام لايَبْقَى اَرْضٌ اِلاَّ نُودِىَ فيها بِشَهادَةِ اَنْ لااِلهَ اِلاَّ اللهَ واَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ»؛(420) «در آن هنگام كه قائم قيام كند، هيچ سرزمينى باقى نخواهد ماند؛ مگر اينكه شهادت به توحيد و نبوّت در آن ندا خواهد شد».

البته از ظاهر برخى روايت‏ها اين انگاره حاصل مى‏شود كه آن حضرت آيين و روش جديد خواهد آورد! و اين سؤال پيش مى‏آيد كه با توجه به اينكه قرآن كريم كتاب جاودان الهى است، و اسلام آيين ابدى، چگونه امام مهدى‏عليه السلام آيين جديد و كتاب تازه براى بشريت به ارمغان مى‏آورد؟!

در پاسخ گفتنى است كه: او تحكيم بخش دين اسلام و گسترنده قانون قرآن در سراسر گيتى است؛ پس ناگزير بايد اسلام و تعاليم قرآن را به اجتماعات بشرى عرضه كند و مردمان را به پذيرش و باور اصول و فروع آن فرا خواند. آيين نو و كتاب جديد و برنامه و راه و روش تازه و ديگر تعبيرهايى از اين دست كه در احاديث رسيده(421)، براى تبيين مسائلى است:

1. احكام و معارف فراوانى از مجموعه فرهنگ اسلام، در گذشته بنا به عللى تبيين نگشته يا متناسب با سطح فرهنگ و فكر اجتماع گذشته نبوده است و يا زمينه عملى آنها وجود نداشته است. بازگويى چنين معارف و مسائلى، بى‏گمان براى جامعه اسلامى، ناشناخته خواهد بود و چون امام مهدى‏عليه السلام اين تعاليم را از ظاهر و باطن قرآن كريم استنباط مى‏كند و به مردم مى‏آموزد، براى آنان تازگى دارد و آيين نو و كتاب جديد انگاشته مى‏شود.

2. معارف و احكامى از قرآن كريم و اسلام، فراموش شده و از يادها رفته است؛ به گونه‏اى كه در جامعه اسلامى ناآشنا و براى مسلمانان ناشناخته است. طرح اين مسائل نيز كتاب و آيين نو پنداشته مى‏شود.

3. اصول و احكام فراوانى دچار تحريف و دگرگونى معنوى يا موضعى گشته است و امام‏عليه السلام آنها را - چنان كه در اسلام اصيل بوده است - ديگر باره مطرح مى‏سازد و تحريف و انحراف‏هاى روى داده را روشن مى‏كند و مفهوم حكم يا جايگاه آن را مشخص مى‏سازد. اين با طرز تلقى و برداشت عمومى مردم و برخى از علما سازگارى ندارد؛ از اين رو برنامه جديد و راه و روش تازه حساب مى‏شود.

بنابراين بيشترين مسائلى را كه امام مورد توجه قرار مى‏دهد و براى جامعه اسلامى تازه و جديد جلوه مى‏كند و ناشناخته و ناآشنا مى‏نمايد؛ مسائل مربوط به عدالت اجتماعى و امور مالى و معيشتى است؛ يعنى، موضوعى كه انسان سخت نيازمند به آن بوده و بدان نرسيده است، همين امر نيز مشكل نابسامانى اصلى زندگى بشر امروز را تشكيل مى‏دهد و اجراى آن (برقرارى عدل و دادگرى در سراسر گيتى) از اقدام‏هاى اصلى امام مهدى‏عليه السلام خواهد بود.

به عنوان مثال: امام موعودعليه السلام به موضوع مساوات اسلامى شكل قانونى و الزامى مى‏دهد؛ چنان كه اسحاق بن عمّار مى‏گويد: «نزد امام صادق‏عليه السلام بودم، آن حضرت از تساوى مردم با يكديگر و حقى كه هر كس بر ديگران دارد، سخن گفت؛ من سخت در شگفت شدم! فرمود: «اِنَّما ذلِكَ اِذا قامَ قائِمُنا وَجَبَ عَلَيْهِمْ اَنْ يُجَهَّزُوا اِخوانَهُم وَاَنْ يُقَوُّوهُمْ»(422)؛ اين، به هنگام رستاخيز قائم ما است، كه در آن روزگار، واجب همگانى است كه به يكديگر وسايل رسانند و نيرو بخشند».

اين موضوع در بسيارى ديگر از تعاليم اسلامى آمده است؛ ليكن به نام احاديث اخلاقى كنار گذاشته شده و در فقه مطرح نگشته و در برنامه‏هاى الزامى حكومت‏ها و اجتماعات اسلامى به صورت اصل و قانون تثبيت نشده است! روشن است كه چون اين تعاليم عملى شود، به صورت احكامى جديد جلوه مى‏كند و...

امام مهدى‏عليه السلام از طواف مستحب با وجود كثرت طواف واجب، منع مى‏كند(423) مساجد و معابد مجلل و تزيين يافته شهرها و آبادى‏ها را خراب مى‏كند و همه زوايد و تشريفات و كاشى‏كارى‏ها و گنبدها و گلدسته‏ها و زيورهاى آنها را مى‏پيرايد(424) و بودجه آنها را براى رفاه حال انسان‏ها صرف مى‏كند. مساجد و معابد را ساده و بى‏آرايش و بى‏آلايش مى‏سازد و...

امام مهدى‏عليه السلام سود در مبادلات بازرگانى و داد و ستدها را بر مى‏دارد و مردمان را مأمور مى‏سازد تا هر كس به صورت خدمتگزارى نسبت به جامعه كار كند و در برابر كالاى عرضه شده سودى نگيرد.(425) و خود نيازهاى خود را همين سان از ديگران تأمين مى‏كند.

امام مهدى‏عليه السلام بر بيشتر تفسير و تأويل‏هايى كه در قرآن كريم و احاديث پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله و امامان معصوم‏عليهم السلام صورت گرفته است، خط بطلان مى‏كشد و آرا و انديشه‏ها را تابع و پيرو قرآن مى‏سازد و در چارچوب‏هاى قرآنى مى‏آورد.(426)

و بدينسان مسائل و معارف و احكام جديدى را امام مطرح مى‏كند كه براى مردم ناشناخته است و آنها را آيين جديد و كتاب تازه مى‏انگارند و گه‏گاه با امام بر سر اين مسائل درگير نيز مى‏شوند، و در اين صورت جنگ با خودى و جامعه اسلامى رخ مى‏دهد.(427)

فرازهايى از دعاى ندبه از اين چگونگى پرده برداشته مى‏گويد: «اَيْنَ المُدَّخَّرُ لِتَجْديدِ الفَرائِضِ وَالسُّنَنِ، اَيْنَ المُتَخَيَّرُ لِاِعادَةِ المِلَّةِ وَالشَّريعَةِ، اَيْنَ المُؤَمَّلُ لِاِحْياءِ الكِتابِ وَحُدُودِهِ، اَيْنَ مُحْيي مَعالِمِ الدّينِ وَاَهْلِهِ...».(428)

«كجا است آن كسى كه براى تجديد و زنده كردن فرايض و سنن (آيين اسلام كه محو و فراموش شده) ذخيره شده است؟ كجا است آن كسى كه براى برگرداندن (حقايق) ملّت و شريعت (دين مقدّس اسلام) انتخاب و برگزيده شده است؟ كجاست آنكه براى احيا و زنده كردن كتاب آسمانى قرآن و حدودش مورد اميد و آرزوست؟ كجا است زنده كننده نشانه‏هاى دين و اهل آن؟...».

نيز ] ظهور، سيره حكومتى مهدى‏عليه السلام‏