فرهنگ نامه مهدویت

خدامراد سلیمیان‏

نسخه متنی -صفحه : 201/ 91
نمايش فراداده

رجعت از نظر اهل سنّت

بر خلاف عقيده شيعه، اهل سنّت عقيده به رجعت را خلاف عقايد اسلامى مى‏دانند و آن را هيچ نمى‏پسندند. نويسندگان و شرح حال نويسان آنان، معتقدان به رجعت را طعن و رد كرده و آن را نشانه طرد روايت راوى مى‏دانند. گويا در نظر آنان عقيده به رجعت در شمار كفر و شرك يا بدتر از آن(454) قرار دارد! به اين بهانه شيعه را مى‏كوبند و ناسزا مى‏گويند.(455)

البته در ميان اهل سنّت افراد بسيار اندكى هستند كه به رجعت شمارى از افراد - از جمله اصحاب كهف در عصر ظهور مهدى‏عليه السلام - اشاره كرده‏اند.(456)

معتقدان به رجعت براى اثبات اين اعتقاد خود، از آيات و روايات فراوانى بهره برده و اين آيات و روايات راعمدتاً به دو دسته تقسيم كرده‏اند: دسته نخست آيات و رواياتى است كه سخن از وقوع رجعت در امت‏هاى گذشته دارد. دسته دوم آيات و رواياتى كه به اعتقاد ايشان دلالت بر وقوع آن در آخِرُالزّمان و هنگام ظهور حضرت مهدى‏عليه السلام دارد.

ادله نقلى بر وقوع رجعت

الف. آيات

از آنجايى كه قرآن اساسى‏ترين منبع براى اثبات حقايق دينى است، در مسأله رجعت نيز به عنوان اوّلين منبع و اصلى‏ترين آنها، مورد بررسى قرار گرفته است. اين آيات به دو دسته تقسيم شده است:

1. آياتى كه دلالت بر وقوع رجعت ميان اقوام و ملل گذشته دارد.

2. آياتى كه به بيان برخى روايات، بر تحقق رجعت در آخِرُالزّمان و قبل از قيامت دلالت دارد.

1. اِخبار از وقوع رجعت در گذشته‏

1 - 1. زنده شدن هفتاد نفر از ياران موسى‏عليه السلام .

خداوند در اين باره فرموده است: «وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى‏ لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ * ثُمَّ بَعَثْناكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»؛ «و چون گفتيد: اى موسى! تا خدا را آشكار نبينيم هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد. پس - در حالى كه مى‏نگريستيد - صاعقه شما را فرو گرفت * پس شما را پس از مرگتان برانگيختيم باشد كه شكرگزارى كنيد».(457)

اين آيه به نظر عموم مفسران شيعه و اهل سنّت، تصريح در مردن و زنده شدن دارد.(458)

2-1. زنده شدن كشته بنى‏اسرائيل‏

در اين باره در قرآن مجيد مى‏خوانيم: «وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْسًا فَادَّارَأْتُمْ فيها وَ اللَّهُ مُخْرِجٌ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ * فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها كَذلِكَ يُحْيِ اللَّهُ الْمَوْتى‏ وَ يُريكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ»؛ «وچون شخصى را كشتيد و درباره او با يكديگر به ستيزه برخاستيد، و حال آنكه خدا، آن‏چه را كتمان مى‏كرديد، آشكار گردانيد. * پس فرموديم: پاره‏اى از آن [گاو سر بريده را ]به آن [مقتول‏] بزنيد [تا زنده شود] اين گونه خدا مردگان را زنده مى‏كند و آيات خود را به شما مى‏نماياند، باشد كه بينديشيد».(459)

اين آيه نيز همانند آيه قبل از سوى بيشتر مفسران شيعه و اهل سنّت، بر وقوع رجعت و بازگشت به دنيا تفسير شده است.(460)

3-1. زنده شدن هزاران نفر

خداوند درباره اين حقيقت فرموده است: «آيا از [حال‏] كسانى كه از بيم مرگ از خانه‏هاى خود خارج شدند و هزاران تن بودند، خبر نيافتى؟ پس خداوند به آنان گفت: تن به مرگ بسپاريد. آن گاه آنان را زنده ساخت. آرى، خداوند نسبت به مردم، صاحب بخشش است، ولى بيشتر مردم سپاس‏گزارى نمى‏كنند».(461)

اين آيه نيز به تصريح اغلب مفسران شيعه و سنى، بر وقوع رجعت درامت‏هاى گذشته دلالت دارد. شيعه علاوه بر آيات ياد شده، به زنده شدن عزير نبى پس از يكصد سال(462) و زنده شدن افراد فراوانى به دست حضرت عيسى بن مريم‏عليها السلام و به اذن خداوند(463) اشاره كرده، اين مطلب را قطعى دانسته‏اند. كه در امت‏هاى گذشته، از جمله حوادث بسيار مهم زنده شدن مردگان بوده است.

بزرگان علماى شيعه، پس از ذكر آيات فوق به روايات فراوانى از رسول گرامى اسلام‏صلى الله عليه وآله استدلال كرده‏اند، مانند: «هر آنچه در امت‏هاى گذشته رخ داده درامت من نيز اتفاق خواهد افتاد». اين مجموعه روايات بيش از آنكه در جوامع روايى شيعه ذكر شده باشد،(464) در كتاب‏هاى اهل سنّت آمده است.(465)