بر خلاف عقيده شيعه، اهل سنّت عقيده به رجعت را خلاف عقايد اسلامى مىدانند و آن را هيچ نمىپسندند. نويسندگان و شرح حال نويسان آنان، معتقدان به رجعت را طعن و رد كرده و آن را نشانه طرد روايت راوى مىدانند. گويا در نظر آنان عقيده به رجعت در شمار كفر و شرك يا بدتر از آن(454) قرار دارد! به اين بهانه شيعه را مىكوبند و ناسزا مىگويند.(455)
البته در ميان اهل سنّت افراد بسيار اندكى هستند كه به رجعت شمارى از افراد - از جمله اصحاب كهف در عصر ظهور مهدىعليه السلام - اشاره كردهاند.(456)
معتقدان به رجعت براى اثبات اين اعتقاد خود، از آيات و روايات فراوانى بهره برده و اين آيات و روايات راعمدتاً به دو دسته تقسيم كردهاند: دسته نخست آيات و رواياتى است كه سخن از وقوع رجعت در امتهاى گذشته دارد. دسته دوم آيات و رواياتى كه به اعتقاد ايشان دلالت بر وقوع آن در آخِرُالزّمان و هنگام ظهور حضرت مهدىعليه السلام دارد.
از آنجايى كه قرآن اساسىترين منبع براى اثبات حقايق دينى است، در مسأله رجعت نيز به عنوان اوّلين منبع و اصلىترين آنها، مورد بررسى قرار گرفته است. اين آيات به دو دسته تقسيم شده است:
1. آياتى كه دلالت بر وقوع رجعت ميان اقوام و ملل گذشته دارد.
2. آياتى كه به بيان برخى روايات، بر تحقق رجعت در آخِرُالزّمان و قبل از قيامت دلالت دارد.
خداوند در اين باره فرموده است: «وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ * ثُمَّ بَعَثْناكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»؛ «و چون گفتيد: اى موسى! تا خدا را آشكار نبينيم هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد. پس - در حالى كه مىنگريستيد - صاعقه شما را فرو گرفت * پس شما را پس از مرگتان برانگيختيم باشد كه شكرگزارى كنيد».(457)
اين آيه به نظر عموم مفسران شيعه و اهل سنّت، تصريح در مردن و زنده شدن دارد.(458)
در اين باره در قرآن مجيد مىخوانيم: «وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْسًا فَادَّارَأْتُمْ فيها وَ اللَّهُ مُخْرِجٌ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ * فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها كَذلِكَ يُحْيِ اللَّهُ الْمَوْتى وَ يُريكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ»؛ «وچون شخصى را كشتيد و درباره او با يكديگر به ستيزه برخاستيد، و حال آنكه خدا، آنچه را كتمان مىكرديد، آشكار گردانيد. * پس فرموديم: پارهاى از آن [گاو سر بريده را ]به آن [مقتول] بزنيد [تا زنده شود] اين گونه خدا مردگان را زنده مىكند و آيات خود را به شما مىنماياند، باشد كه بينديشيد».(459)
اين آيه نيز همانند آيه قبل از سوى بيشتر مفسران شيعه و اهل سنّت، بر وقوع رجعت و بازگشت به دنيا تفسير شده است.(460)
خداوند درباره اين حقيقت فرموده است: «آيا از [حال] كسانى كه از بيم مرگ از خانههاى خود خارج شدند و هزاران تن بودند، خبر نيافتى؟ پس خداوند به آنان گفت: تن به مرگ بسپاريد. آن گاه آنان را زنده ساخت. آرى، خداوند نسبت به مردم، صاحب بخشش است، ولى بيشتر مردم سپاسگزارى نمىكنند».(461)
اين آيه نيز به تصريح اغلب مفسران شيعه و سنى، بر وقوع رجعت درامتهاى گذشته دلالت دارد. شيعه علاوه بر آيات ياد شده، به زنده شدن عزير نبى پس از يكصد سال(462) و زنده شدن افراد فراوانى به دست حضرت عيسى بن مريمعليها السلام و به اذن خداوند(463) اشاره كرده، اين مطلب را قطعى دانستهاند. كه در امتهاى گذشته، از جمله حوادث بسيار مهم زنده شدن مردگان بوده است.
بزرگان علماى شيعه، پس از ذكر آيات فوق به روايات فراوانى از رسول گرامى اسلامصلى الله عليه وآله استدلال كردهاند، مانند: «هر آنچه در امتهاى گذشته رخ داده درامت من نيز اتفاق خواهد افتاد». اين مجموعه روايات بيش از آنكه در جوامع روايى شيعه ذكر شده باشد،(464) در كتابهاى اهل سنّت آمده است.(465)